مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٨ - تفاوت نظریه مراتب عقل با نظریات روانشناسی امروز
پس «والذی یحتمل نیله» یعنی آن که نیلِ آن را حمل میکند، آن که میتواند نائل به آن معقول شود، ولی بالامکان میتواند نائل شود، همان عقل بالقوه است.
پس به معنای «یحتمل نیله» درست توجه داشته باشید.
البته شیخ و این حکما حرف ارسطو را که توجیه میکنند، به آن شکل توجیه نمیکنند که نفس از ابتدا تا انتها به حسب جوهرش در او تغییراتی پیدا شده باشد.
این را در بحثهای گذشته هم در یک جا خواندیم. شاید خود ارسطو نمیتوانسته چنین حرفی را بزند، یعنی مبانی او اجازه نمیداده که چنین نظری را بگوید، برای اینکه اینها میتوانستند در طبیعت قائل به کون و فساد شوند، ولی در عقل نمیتوانستند، زیرا عقل را مجرد میدانستند و در این صورت نمیتوانستند قائل به کون و فسادش باشند. به همین جهت سؤال شما (خطاب به یکی از شاگردان) درست و بجا بود.
آن چیزی که این برای او ذات اوست، یعنی آن چیزی که تعقل عین ذاتش است او را «عقل بذاته» مینامیم. آن چیزی که نائل میشود، چه بالقوه و چه بالفعل، عاقل میگوییم، و نائلشده را «معقول» میگوییم، و نیل را «عقل» میگوییم. پس ضمیر «والذی هو له ذاته ...» به «نیل» برمیگردد. آن چیزی که این نیل، خاص ذات اوست، آن اسمش «عقل» است. حالا همین بحث را میکنیم که آیا نیل و نائل و نائلشده لزوماً باید سه چیز باشند یا میتوانند یک چیز باشند.
قد تبین لک هذا فالبریء عن المادة والعلائق، المتحقق بالوجود المفارق، هو معقول لذاته، و لأنه عقل بذاته و هو أیضاً معقول بذاته فهو معقولُ ذاته، فذاته عقل و عاقل و معقول، لا أن هناک أشیاء متکثرة.
گفتیم که شیخ با «قد عرفت» این مطلب را بیان کرده که در گذشته گفتهاند: «کلُ عاقلٍ مجردٌ و کلُ مجردٍ عاقلٌ». قضیه را از دو طرف بیان کردهاند، و گفتهاند این از باب «عکس» نیست که بگویند عکس موجبه کلیه، موجبه کلیه نیست. هرکدام برهان مستقل دارد. «کل مجرد عاقل» یعنی هر امر مجردِ غیر مادی تعقلکننده است، یعنی ملاک تعقل در وجود او هست، ملاک عاقل بودن در وجود او هست. عکس نقیض این چه میشود؟ میشود «کل ما لیس بعاقل لیس بمجرّد» اگر چیزی عاقل