مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦ - نظریه مراتب داشتن عقل بر مبنای قوه و فعل ارسطوست
وقتی که متولد میشود، در ابتدای تولد، فقط عاقل بالقوه است، یعنی بالفعل هیچ علمی را ندارد، نه این که دارد و به یادش نمیافتد، زیرا به حسب این نظریه نفس انسان قبل از بدن مخلوق نبوده و با بدن خلق شده است. البته نمیگویند که از بدن خلق شده، میگویند با بدن خلق شده؛ یعنی آن ذات در همان لحظهای که بدن تمام و کمال در رحم آفریده میشود، میرسد به یک مرحلهای که در آن مرحله استعداد پذیرش نفس را دارد، و در آن حال نفس آناً با بدن خلق میشود.
سؤال: در روایات هست که ارواح قبل از ابدان بوده است.
استاد: خیر، معلوم نیست که چنین باشد. خود قرآن عکس نظر افلاطون را میگوید:«وَاللَّهُ أخْرَجَکمْ مِنْ بُطونِ امَّهاتِکمْ لاتَعْلَمونَ شَیئاً» [١] نه این که همه چیز را میدانست.
پس این نظر از یک جهت بر ضد آن نظریه معروف افلاطون است.
نظریه مراتب داشتن عقل بر مبنای قوه و فعل ارسطوست
این نظریه از یک جهت دیگر بر اساس آن نظریه معروف قوه و فعل ارسطوست.
نظریه قوه و فعل ارسطو که یک نظریه فوقالعاده دقیقی است این است که در طبیعت همیشه اشیاء از حالت بالقوه به حالت بالفعل سوق داده میشوند؛ یعنی در جوهر اشیاء چنین چیزی هست. ارسطو قائل به نظریه ماده و صورت است. او به ماده تنها قائل نیست، بلکه به صورت هم قائل است. او میگوید یک نوع رابطهای میان ماده موجود و صورتهای آینده هست، و میگوید ماده از طریق کون و فساد متحول به صورت و متصوّر به صورت میشود و از یک قوهای پا به مرحله فعلیت میگذارد.
فعلیتی که ارسطو برای اشیاء قائل است، امری است که با ماده اشیاء متحد است ولی عین ماده اشیاء نیست؛ یعنی بنا بر نظریه ارسطو عقل انسان وقتی که از مرحله عقل هیولانی پا به مرحله عقل بالملکه میگذارد، واقعاً جوهر به مرحلهای از کمال در ذات خودش نائل شده که اثر آن درک بدیهیات اولیه است؛ و بعد که به مرحله عقل
[١]. نحل/ ٧٨.