مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٤ - خودآگاهی یعنی چه؟
است که امروزه با این تعبیر گفته میشود، اگرچه این تعبیر یک مفهوم خاص اجتماعی هم دارد. ولی از جنبه فلسفی، خودآگاهی همان علم به ذات است. آیا واجبالوجود به ذات خود آگاه است؟ آیا عالم به ذات خود است؟ شیخ در اینجا یک قسمتهای خاصی را بحث کرده و بعضی از مسائل دیگر را بحث نکرده است و به آنچه در گذشته بحث کرده ارجاع میدهد. ظاهراً آن مطالب را در «طبیعیات» و در مباحث «نفس» مطرح کرده است. من خود مراجعه نکردم که ببینم در کجاست، ولی ظاهراً در مباحث «نفس» گفته است. پس با بیان «قد عرفتَ» شیخ اشاره میکند که در گذشته گفته شده که علت عدم معقولیت چیزی برای چیزی چیست. حالا من بعضی از قسمتهایی را که در اینجا لازم است، توضیح میدهم.
خودآگاهی یعنی چه؟
یکی از مسائل این است که معنی آگاهی ذات به ذات چیست؟ آگاه بودن ذات به خود به چه معناست؟ این باید تحلیل شود که چگونه قابل تصویر است؟ در علم ذات به غیر خود مانعی ندارد که شئ به سبب یک تصویر، عالم به غیر شود. مثلًا فرض کنید که من به این دیوار عالم هستم و به آن علم دارم، به هر معنایی که علم داشته باشم. یک تصویری از این شئ در ذهن من، در ناحیهای از نواحی وجود من، هست که این تصویر به نحوی با آن دیوار که در خارج است مطابقت دارد و مناط علم من به آن شئ خارجی این تصویری است که من از آن شئ در نزد خود دارم؛ و اگر در واقع این را خوب بشکافیم، میبینیم که تصویر آن شئ در نزد من حضور دارد و خود آن شئ در نزد من حاضر نیست. وجود عینی آن شئ از من پنهان است، الآن هم پنهان است، ولی تصویری از آن، که این تصویر به نحوی با آن شئ خارجی مطابقت دارد، در نزد من حاضر است؛ و چون این تصویر به نحوی با آن شئ خارجی انطباق دارد، حضور این تصویر حضور آن است. این در مقام تشبیه، مثل این است که انسان چیزی را در آینه ببیند، با آن حسابی که قدما در باره آینه میکردند که تصویر در آینه غیر از آن صورت خارجی است و خیال میکردند که نحوی انطباق بین تصویر و شئ خارج وجود دارد؛ وگرنه با توجه به برداشت امروز از آینه، تصویر در آینه همان تصویر خارجی است که از مجرای آینه مشاهده میشود. به هر حال، من که دارم دیوار را میبینم، خود دیوار پیش من حضور ندارد