مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤ - هر ایجابی مستلزم سلبهای متعدد است
شیخ به آن گونه حرفها نمیکشد. غرض تفهیم این مطلب بود که کسی بگوید دو واجبالوجود داشته باشیم که امتیازشان از یکدیگر به این است که یکی همان حقیقت واجبالوجود است با یک امر وجودی و یک شرط وجودی، و دیگری همان واجبالوجود است بدون آن شرط وجودی. مثالهایی که من در اینجا آوردم، شیخ نیاورده، نظیر این مواردی که احیاناً گفته میشود که اختلاف دو نوع با یکدیگر به این صورت باشد. این هم یک فرض دیگر.
فرض دو واجب الوجود که امتیازشان به دو فصل وجودی باشد
یک فرض دیگر این بود که دو واجبالوجود در حقیقتوجوب وجود با یکدیگر شرکت داشته باشند و امتیازشان از یکدیگر به دو امر وجودی باشد؛ یکی واجبالوجود باشد مع فصل وجودی، و دیگری هم واجبالوجود باشد مع فصل وجودی آخر.
شیخ هر کدام را به تفصیل رد میکند.
اما آنجا که میگوییم یکی شرطش وجودی است و دیگری عدمی، میگوید بدون شک عدم از آن جهت که عدم است نمیتواند مناط و ملاک چیزی باشد؛ یعنی عدم از آن جهت که عدم است نمیتوان آن را مانند یک فصل، امری بدانیم که محقِّق ماهیت عدم است. عدم، اعتبار است.
هر ایجابی مستلزم سلبهای متعدد است
ببینید: بر هر امر وجودی اعدام غیرمتناهی صدق میکند. یک حرفی از اسپینوزا نقل میکنند که میگویند حرف معروف هگل معکوس همان حرف اوست. او میگوید هر تصدیقی مستلزم یک انکار است. بعد هگل آمده گفته که هر انکاری هم مستلزم یک تصدیق است. او گفته که هر ایجابی مستلزم یک نفی است و بلکه مستلزم نفیهاست، و این میگوید هر نفیی مستلزم یک ایجاب است. او که میگوید هر ایجابی مستلزم نفیهاست، مقصودش این است که همینقدر که یک معنا را برای یک شئ اثبات کردید، اثبات این در قوه نفی هزاران معنی دیگر است. مثلًا همینقدر که گفتید این انسان است، در قوه این است که گفتهاید پس این درخت نیست، سنگ نیست، اسب نیست، آب نیست، هوا نیست. وقتی این تعین را به او دادید، هزاران