مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣ - برهان دیگری در ماهیت نداشتن واجب الوجود
اگر بگویید [این ماهیت قبل از این وجود، وجود دیگری دارد] تسلسل لازم میآید؛ و چون این امر خیلی واضح بوده شیخ ذکر نکرده است. میماند این که علت خارجی، علت [عروض وجود برای ماهیت] باشد. این دیگر با واجبالوجود سازگار نیست، پس باید ممکنالوجود باشد. پس هر ذیماهیتی معلول است؛ واجبالوجود نمیتواند ذیماهیت باشد. [سایر اشیاء غیر از واجبالوجود ماهیاتی دارند که آن ماهیات ممکنالوجودند و وجود به علتی خارجی عارض آنها میشود.]
فالأول لا ماهیة له، و ذواتالماهیات یفیض علیهاالوجود منه، فهو مجردالوجود بشرط سلبالعدم و سائر الاوصاف عنه؛ ثم سائرالاشیاء التی لها ماهیات فإنها ممکنة توجد به.
پس ثابت شد که ذات واجبالوجود ماهیت ندارد؛ و اموری که صاحب ماهیت هستند وجود از ناحیه او بر آنها افاضه میشود. شیخ با عبارت «فهو مجردالوجود ...»
معنی وجود مطلق را بیان میکند [١].
[١]. سؤال: این بحث را بر مبنای اصالت وجود هم بفرمایید.
استاد: بله، ان شاءاللَّه عرض میکنم.
سؤال: آیا در مقابل وجود و عدم و بین این دو شق امر دیگری هست که ماهیت باشد؟
استاد: در واقع و نفسالامر نه. در واقع و نفسالامر عدم هم در مقابل وجود نیست، یعنی عدم هم انتزاع ذهن است، عدم واقعیتی نیست، واقعیت مساوی با وجود است.
- پس همان طور که الان میگویند ماهیت در مقابل وجود است، به هر حال چیزی بین وجود و عدم نیست.
استاد: نه، در واقع چیزی نیست، آنچه واقعیت دارد وجود است. ولی وجود به دو نحو ممکن است: یک وقت به نحوی است که ماهیت از آن انتزاع نمیشود، وجودی است که در مورد آن وجود نمیشود گفت این شئ است یا آن شئ است یا شئ دیگر است؛ هر شیئی که شما در مرتبه ذات او در نظر بگیرید [آن نیست]؛ و یک وقت وجود محدود است. در این صورت میشود گفت این شئ است نه آن شئ. همینقدر که گفتیم این شئ است و نه آن شئ، ماهیتی از آن انتزاع میشود.
خلاصه مطلب: یک وقت هست که ما اصالت وجودی نیستیم؛ میگوییم وجود اصلًا حقیقت ندارد، هر چه هست همان اشیائی است که میگوییم آن اشیاء موجودند. موجودات حقیقت دارند ولی خود وجود چیزی نیست. درخت حقیقت دارد ولی هستی درخت یک مفهوم انتزاعی است. این بحثی است که روی ماهیت میرود.
اما اگر کسی برای خود وجود حقیقت قائل شد، میگوید وجود حقیقت دارد. در این صورت ماهیت در اینجا چیست؟ میگوییم ماهیت انتزاع ذهن است. چطور انتزاع ذهن است؟ میگوییم وجودها مختلفند، بعضی وجودها