ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٩٣ - فصل اقل آنچه بر مكلف اعتقاد به آن داشتن واجب است
در صفات خدا تصديق كند كه صاحب حيات وقدرت وعلم[١]]m .b ٢٢[ و اراده و كلام است و هيچ چيز مانند او نيست و شنوا و بيناست. و امّا در امر متعلّق به روز آخرت تصديق كند به بهشت و دوزخ و صراط و ميزان و حساب و شفاعت و غير اينها. و واجب نيست كه تفحّص كند از حقيقت صفتها و از اينكه كلام خدا و علم او [و] غير اينها حادث است يا قديم، بلكه اگر هرگز اين معنا به خاطرش نرسد و بر اين حالت بميرد مؤمن مرده خواهد بود. و اگر غالب شود بر دلش شكّى يا اشكالى اگر ممكن باشد كه محو كند آن را از خاطر به سخنى نزديك به فهمها اگرچه آن سخن در نزد متكلّمين قوى و پسنديده نباشد اين كار بكند كه كافى است و احتياج به تحقيق دليل نيست؛ زيراكه دليل تمام نمىشود مگر به ذكر شبهه و جواب آن. و هرگاه ذكر شبهه شد ايمن نمىتوان بود كه در دل نقش ببندد[٢] و بعد از آن گمان كند كه اين شبهه حقّ است از آن راه كه عقل او از فهميدن جواب قاصر باشد، چو گاه باشد كه شبهه در نهايت وضوح و جواب آن در غايت خفا باشد و عقل قبول آن جواب نكند. و از اين راه است كه از تفحّص و تفتيش و گفتگو در شرع منع شده. و شكّى نيست كه منع ضعيفانِ عوامّ شده و امّا پيشوايان دين را مىرسد كه تعمّق نمايند در كنه اشكالها. و منع كردن عوامّ نازل منزله منع كردن طفلان است از كنار نهرهاى عظيم از راه آنكه مبادا غرق شوند. و رخصت توانايان شبيه است به رخصت كسى كه مهارت تمامى[٣] در شناورى داشته، امّا اين مقام فريب و[٤] لغزش قدم است از آن جهت كه هر ضعيفُ العقلى گمان مىبرد كه قدرت بر ادراك حقيقت همه چيز دارد و خود را از جمله توانايان مىشمرد. و بسا مىباشد كه داخل در اينها مىشوند و غرق مىگردند در
[١] - علم/a s علوم.
[٢] - ببندد/a بندد.
[٣] - تمامى/a تامّى.
[٤] -a - و.