ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٥٤٢ - فصل اشعار آن چيزى كه در اول مناسك حج براى حاجى لازم است
آن است كه كسى حاضر عرفات شود و گمان بَرد كه خداى عزّ وجلّ (او را نيامرزيده[١].
و امّا وقوف در[٢] مشعر؛ بايد كه در دل حاضر گرداند[٣] اين را كه خداى عزّ وجلّ)[٤] روى به وى كرده بعد از آنى كه پشت به وى كرده بود و او را از در خود رانده بود، و الحال او را اذن داده كه داخل حرم او شود چرا كه مشعر از جمله حرم است و عرفات از حرم بيرون است، پس به تحقيق كه بر در رحمت مشرّف شده و نسيم مهربانى بر وى وزيده و خلعت قبول بر وى پوشيده شده به اينكه مأذون شده در دخول حرم پادشاه.
و امّا رمى جمرهها؛ بايد كه قصد او فرمانبردارى باشد از راه اظهار رقّيّت و عبوديّت و قيام به امر آن به محض اطاعت، بدون آنكه عقل و نفس را از آن نصيبى و بهرهاى باشد. و بعد از آن قصد تشبّه به حضرت ابراهيم ٧ كند[٥] از آن راه كه شيطان لعين در اين موضع[٦] متعرّض آن حضرت شد[٧] ومىخواست كه در حجّ آن شبهه و فتنه داخل سازد. و خداى عزّ وجلّ امر كرد او را به آنكه[٨] بزند شيطان را به سنگى تا آنكه آن[٩] را دور سازد و ريش آن[١٠] را از بيخ بكند.
و بايد بداند كه به حسب ظاهر سنگريزه را به جمرهها مىزند و در حقيقت بر]m .a ٧٢١[ روى شيطان مىزند و پشت آن را درهم مىشكند؛ از براى آنكه خوار گردانيدن آن حاصل نمىشود[١١] مگر به فرمانبردارى امر خدا از براى تعظيم حقّ به محض امرى كه كرده، بدون آنكه عقل را در آن بهرهاى باشد.
[١] - نگر: كتاب من لا يحضره الفقيه ٢: ٢١١ ضمن ح ٢١٨٣.
[٢] -a - در.
[٣] - گرداند/a گردانى.
[٤] - ميان پرانتز ازs افتاده است.
[٥] - كند/a گزاردن.
[٦] - موضع/m موضوع!
[٧] - شد/a s شده.
[٨] - آنكه/s a اينكه.
[٩] - آن/s a او.
[١٠] - آن/a او.
[١١] - نمىشود/a مىشود.