ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٥١٤ - فصل آداب منفق
شده كه: از دادنِ كم شرم مكنيد[١] از براى آنكه محرومى كمتر از آن است[٢].
و وارد شده: بهترين صدقهها صدقه[٣] كسى است كه پريشان باشد، با عسرت و پريشانى قدرى را در راه خدا بدهد[٤].
و[٥] ديگر سزاوار آن است كه آنچه را تصدّق نموده به اختيار مالك آن نشود و تصدّق غير را قسمت كند در ميان فقرا[٦]. در خبر وارد شده كه: قسمت كننده يكى از دو[٧] كسى است كه عطا نمايد[٨].
و ديگر سزاوار آن است كه اجتناب نمايد از منّت گذاشتن و آزار رسانيدن، خداى عزّ وجلّ فرموده: «لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى»[٩] يعنى باطل مكنيد صدقهها را به منّت گذاشتن و آزار رسانيدن.
و نيز فرموده: «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً»[١٠] يعنى ردّ نمودن به خوبى و تجاوز از الحاح سائل بهتر از صدقهاى است[١١] كه در عقب آن آزارى باشد.
و منّت آن است كه خود را احسان نماينده داند. و اين دانسته مىشود به قوّت استبعاد جنايت[١٢] قابض بعد از عطا، و در واقع قابض احسان نماينده است از براى آنكه او را به ثواب مىرساند و از عقاب خلاص مىسازد و وى نايب خداى عزّ وجلّ است و مال حقّ خداست و حواله فقير نموده تا[١٣] وعده روزىاى كه به بندگان نموده وفا نمايد.
[١] - مكنيد/a نكنيد.
[٢] - نهج البلاغة ٤: ١٥ كلام ٦٧. روضة الواعظين: ٣٨٤.
[٣] -s - صدقه.
[٤] - الكافي ٤: ١٨ ح ٣. ثواب الأعمال: ١٤٢. كتاب من لا يحضره الفقيه ٢: ٧٠ ح ١٧٥١.
[٥] -a - و.
[٦] -s + و.
[٧] - دو/a ده.
[٨] - الكافي ٤: ١٧ ضمن ح ١.
[٩] - بقره: ٢٦٤.
[١٠] - بقره: ٢٦٣.
[١١] - از صدقهاى است/a s است از صدقهاى.
[١٢] - در متن عربى« جباية» آمده است.
[١٣] - تا/a با.