ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٦٠ - فصل در دوافع غضب
جواب[١] گوييم: آنچه گفته شد در رفع غضب بر نهج مسطور محال نيست امّا غلبه توحيد بر اين عنوان مانند برقى است كه به سرعت بگذرد و نماند و بازگشت قلب به واسطهها در ميان خدا و اشيا از چيزهاى طبيعى است كه سلب آن ممكن نيست. و اگر اين حالت در كسى تصوّر مىشد بايست كه در شأن حضرت پيغمبر ٦ متصوّر باشد و حال آنكه از حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه مروى است]m .a ٨٣[ كه فرمودند: حضرت پيغمبر ٦ از براى دنيا غضبناك نمىشد و هرگاه از براى حقّ غضبناك مىشد كسى آن حضرت را نمىشناخت، و هيچ چيز تاب مقاومت غضبِ او[٢] نمىآورد تا آنكه انتقام از براى حقّ مىكشيد.
پس معلوم شد كه از براى حقّ آن حضرت غضبناك مىشد و اين غضب اگرچه از براى خداست امّا في الجملة مستلزم التفات به وسايط است، بلكه هركه غضب كند بر كسى كه ضرورت قوت و احتياج را كه در راه دين چاره از آن نيست اخذ نموده باشد در واقع و نفس الأمر از براى خدا غضب كرده، پس ممكن نيست كه آدمى از[٣] آن منفك شود.
بلى، گاه مىباشد كه اصل خشم در امر ضرورى مفقود مىشود در[٤] هنگامى كه قلب مشغول باشد به ضرورى ديگر كه اهمّ از آن باشد، و در آن حالت قلب را[٥] گنجايش غضب نمىباشد از براى آنكه مشغول چيزى[٦] ديگر شده. و هرگاه قلب مشغول بعضى از امور مهمّه باشد ممنوع است از آنكه احساس امرى ديگر بكند، چنانچه سلمان رضى الله عنه در وقتى كه شخصى او را دشنام داد فرمودند: اگر ميزان عمل من
[١] - جواب/a و جواب.
[٢] -a + را.
[٣] - از/s در.
[٤] -a - در.
[٥] -a s - قلب را.
[٦] - چيزى/a s چيز.