ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٢٧ - فصل در اينكه آيا طبايع آيا قابل تغيير است
و سخنى كه پرده از روى اين[١] برداشته حقّ را ظاهر مىسازد آن است كه موجودات بر دو قسمند: يكى آنكه بنده را دخلى[٢] و اختيارى در اصل وجود و ساير احوالات آن نيست مانند آسمان و ستارهها و اعضاى بدن؛ خواه عضو ظاهرى و خواه عضو باطنى.
و مجملًا هر چيزى[٣] موجود و كامل است و از وجود و ساير كمالات آن فراغى واقع شده. و قسم دوم آن است كه وجود دارد امّا وجود ناتمامى و كمال بِالقوّة در آن هست اگر شرط آن متحقّق شود. و شرط گاه مىباشد كه وابسته به اختيار بنده مىباشد مثل استخوان خرما كه سيب و[٤] خرما نيست[٥] و به كيفيّتى آفريده شده كه تربيت بيابد خرما مىتواند شد امّا به هيچ وجه سيب نمىتواند شد و به تربيت نيز سيب نمىشود، پس هرگاه استخوان خرما به اختيار بنده متأثّر تواند شد تا آنكه بعضى از حالات را قبول كند[٦] و بعضى را قبول نكند[٧] همچنين غضب و شهوت اگر خواسته باشيم كه ازاله آنها را بِالكلّيّة بنماييم[٨] به حيثيّتى كه اثرى از آنها باقى نماند قادر نيستيم، امّا اگر خواسته باشيم كه به رياضت و جهاد آنها را نرم و فرمانبردار گردانيم قدرت بر آن داريم. و اين است آنچه به آن مأمور شدهايم و اين سبب نجات و رسيدن ما است به خداى عزّ وجلّ و مطلوب همين است و بس، نه ازاله نمودن آنها بِالكلّيّة.
و چون ازاله آنها مطلوب باشد و حال آنكه شهوت از براى فايده آفريده شده و در خلقت آدمى از ضروريّات است كه اگر شهوت طعام منقطع شود هلاك مىشود و اگر شهوت جِماع زايل گردد نسل منقطع مىشود. و اگر غضب اصلًا يافت نشود آدمى دفع چيزهاى مهلك را از خود نخواهد كرد. و هرگاه اصل شهوت باقى باشد البته
[١] - اين/a مطلوب.-s .
[٢] -a - دخلى.
[٣] -a s + كه.
[٤] - سيب و/s a سبب!
[٥] - نيست/a s است!
[٦] - كند/s a نكند.
[٧] - نكند/a s كند.
[٨] - بنماييم/s a نماييم.