ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٠٢ - باب سيم در شناخت نفس است
معناهاى مذكوره استعمال مىشود امّا به قرينه مقامْ مراد[١] معلوم مىشود.
و باز بدان كه نفس به حسب اختلاف احوالات متّصف به صفتهاى مختلف مىشود، پس هرگاه آرميده است به اينكه فرمانبردار امرها و نهىهاى الهى باشد و به معارضه شهوتها مضطرب نشود او را نفس مطمئنّه مىنامند، در قرآن مجيد نازل شده: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً»[٢] يعنى اى نفسِ آرميده به فرمانبردارى خداى عزّ وجلّ! برگرد به سوى خداى خود در حالتى[٣] كه خوشنود باشى و خدا از تو خوشنود باشد.
و اگر آرميدگى او تمام نباشد امّا مدافعه شهوت و غضب نمايد و بر اين دو اعتراض[٤] كند او را نفس لوّامه نامند از براى آنكه ملامت مىكند صاحبش را هنگامى كه تقصير در عبادت خداى تعالى مىكند، در قرآن كريم وارد شده: «وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ»[٥] يعنى قسم مىخورم به حقّ نفس ملامت كننده.
و اگر ترك اعتراض نمود[٦] و[٧] تصديق و فرمانبردارى مقتضاى شهوتها و بواعث شيطانى مىنمايد او را نفس امّاره به سوء مىنامند، در قرآن مجيد بر سبيل حكايت از حضرت يوسف مذكور است: «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي»[٨] يعنى اراده من از[٩] آنچه گفتم آن نيست كه اظهار پاكيزگى نفس خود بكنم، به درستى كه نفس امر كننده[١٠] است به بدى مگر وقتى كه خدا رحم كند.
[١] -s - مراد.
[٢] - فجر: ٢٧ و ٢٨.
[٣] - حالتى/a s حالى.
[٤] - اعتراض/s a اعراض.
[٥] - قيامت: ٢.
[٦] - نمود/s a نموده.
[٧] -s - و.
[٨] - يوسف: ٥٣.
[٩] -a - از.
[١٠] - كننده/s a كنندهاى.