ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٩٦ - فصل ترقى
گفتار[١] ايشان. و در نزد وصف بهشت باطن او برانگيخته شود از براى اشتياق به آن. و در نزد ذكر جهنّم اعضاى او به لرزه درآيد از ترس آن.
و مراد از قرآن جلب[٢] اين احوالهاست به سوى دل و از براى عمل است به آن و اگرنه حركت دادن زبان به حرفها بسيار آسان است، بلكه مىتوان گفت: هركه تلاوت قرآن به زبان كند و از عمل اعراض نموده باشد سزاوار[٣] است كه آن مراد باشد از آيه:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى»[٤] يعنى هركه از ياد من اعراض كند زندگى آن تنگ خواهد بود]m .a ٦١١[ و كور محشور خواهيم گردانيد او را در قيامت. و از آيه: «كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى»[٥] يعنى آيات ما به تو آمد و ترك آنها را كردى و ملاحظه آنها را ننمودى و پروا نكردى و[٦] امروز تو ترك كرده مىشوى و از نظر لطف ما دور مىگردى.
وحقّ تلاوت قرآن آن است كه زبان و عقل و دل با يكديگر شريك باشند؛ و نصيب زبان آن است كه حرفها را درست و شمرده بگويد. و نصيب عقل تفسير معناهاست.
و نصيب دل پند گرفتن و متأثّر شدن است به باز ايستادن از منهيّات و فرمان بردن مأمورات. پس زبان به منزله واعظ است و عقل بيان معنا[٧] مىكند و دل پند مىگيرد.
فصل [ترقّى]
و از جمله امور باطنى ترقّى كردن است. و مراد آن است كه ترقّى كند تا سخن را از خدا استماع نمايد نه از خود. و قاريان سه مرتبه دارند:
ادناى آنها آن است كه بنده چنان[٨] تقدير كند كه گويا بر خدا مىخواند و در برابر او
[١] - گفتار/m كفّار!
[٢] - جلب/a طلب.
[٣] -a s + آن.
[٤] - طه: ١٢٤.
[٥] - طه: ١٢٦.
[٦] -s a - و.
[٧] -a - معنا.
[٨] -s - چنان.