ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٥٧ - فصل دعاى استفتاح در نماز
مناجات تو[١] دروغ و افترا باشد. و روى دل متوجّه خدا نمىشود مگر به انحراف و ميل از هرچه غير اوست، پس سعى كن كه در آن حالت[٢] دل متوجّه خدا باشد اگرچه از مداومت بر اين عاجز باشى تا آنكه سخن تو در آن حالت صدق باشد.
و هرگاه مىگويى: «حَنِيفاً مُسْلِماً» سزاوار آن است كه در خاطر بگذرانى كه مسلمان كسى است كه[٣] مسلمانان از زبان و[٤] دست او به سلامت باشند. و هرگاه چنين نباشى دروغگو خواهى بود. و سعى كن كه در آينده بر اين امر عازم باشى و بر گذشتهها نادم باشى.
و هرگاه گويى: «وَ ما أَنَا مِنَ[٥] الْمُشْرِكِينَ» يعنى من از مشركان نيستم. به خاطر بگذران شرك خفى را چنانچه مستفاد مىشود از آيه «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»[٦] يعنى هركه امّيد به لقاى خدا در قيامت[٧] داشته باشد بايد[٨] كه عمل خوب بكند و شريك نسازد با خدا كسى را در عبادت. و اين آيه در شأن كسى نازل شده كه قصد او در[٩] عبادت خدا و مدح مردم باشد. و نفى كن اين[١٠] شرك را از خود و خجل باش از اينكه وصف كنى خود را به آنكه از مشركان نيستم بدون آنكه از شرك برى باشى، از براى آنكه اسم شرك بر قليل و كثير[١١] شرك اطلاق مىشود.
و هرگاه گويى «مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ»[١٢] يعنى زندگى[١٣] و مردگى من از براى خداست.
بدان كه اين حال بندهاى است كه به خود فانى و[١٤] به خدا باقى باشد. و مناسب نيست
[١] -a - تو.
[٢] -a + روى.
[٣] -s - مسلمان كسى است كه.
[٤] -s a + از.s - و.
[٥] -s - من.
[٦] - كهف: ١١٠.
[٧] -a - در قيامت.
[٨] - بايد/a يا هر.
[٩] -s - عبادت و اين آيه ... در.
[١٠] -s - اين.
[١١] -a s + و!
[١٢] -s - لِلّه.
[١٣] - زندگى/a زندگانى.
[١٤] -s - و.