ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٨٩ - فصل در اينكه تحصيل اسباب با توكل منافات ندارد
براى ازاله آفتى باشد كه واقع شده باشد. و خواه اسبابى باشد كه جزم به آن حاصل باشد مثل دراز كردن دست به طعام تا آنكه به دهن برسد، يا ظنّى باشد مثل برداشتن توشه از براى سفر و سلاح برداشتن از براى دفع دشمن و تحصيل مايه نمودن از براى تجارت و ذخيره كردن از براى عروض اضطرار و استعمال دوا كردن از براى ازاله مرض و اجتناب از خواب نمودن[١] در مأواى حيواناتِ درنده و در ممرّ سيل و زير ديوار شكسته و درِ خانه را بستن و شتر را پاى بند ساختن و امثال اينها. امّا سببهاى موهومه مانند افسان خواندن و فال بد زدن و استقصا در دقايق تدبير نمودن البته توكّل را باطل مىسازد زيرا كه امثال اينها در نزد عُقلا از اسباب نيست و از آنهايى نيست كه خدا امر به آن كرده بلكه نهى از آنها وارد شده، با آنكه آنچه امر به آن شده اجمال در طلب است و عدم استقصا و ترك دير شمردن روزى است.
حضرت پيغمبر ٦ فرمودند: آگاه باشيد به درستى كه روح الأمين در دل من دميد اين را كه هيچ نفسى نمىميرد تا آنكه روزىِ او به تمام به او برسد، پس از خدا بترسيد و اجمال در طلب بكنيد[٢].
و فرمودند: اجمال در طلب نكرده كسى كه به كشتى سوار شود[٣]!
و حضرت امام جعفر صادق ٧ فرمودند: بايد طلب معيشت كردنِ تو فوق كسب صاحب بطالت باشد و دون طلب حريصِ راضى به دنيا و آرميده به آن باشد، لكن خود را نازل منزله شخصى بساز كه صاحب انصاف و پاكدامن باشد و مرتبه خود را بلند گردان از مرتبه كسى كه سست و ضعيف است و كسب كن آنچه ضرور است، به
[١] -a s + و!
[٢] - بصائر الدرجات: ٤٧٣ ح ١١. الكافي ٢: ٧٤ ضمن ح ٢. أمالي الصدوق: ٣٦٩ ضمن ح ١. تهذيب الأحكام ٦: ٣٢١ ح ١.
[٣] - الكافي ٥: ٢٥٦ ح ٣. كتاب من لا يحضره الفقيه ١: ٤٦٠ ح ١٣٣٣.