ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٧٤ - فصل در اينكه ظاهرترين موجودات خداى عز وجل است
دلالت مىكند بر محبّت خدا با وى. و[١] امّا فعلى كه دلالت كند بر محبوب بودن بنده آن است كه خداى عزّ وجلّ متولّى امر او مىشود هم امر ظاهر و هم باطن و هم پنهانى[٢] و هم علانيه، پس خداى او را رَهنمايى مىكند و تدبير امر او مىنمايد و خُلقهاى او را زينت مىدهد و اعضاى او را كار مىفرمايد و ظاهر و باطن او را تأييد مىنمايد و جميع غمهاى او را يك غم مىگرداند و دنيا را در دل او دشمن مىسازد و طريقى مىكند كه از غير او وحشت مىدارد و به لذّت مناجات او در خلوتها انس مىگيرد و حجابهايى كه در ميان بنده و معرفت خداست برمىدارد.
فصل [در اينكه ظاهرترين موجودات خداى عزّ وجلّ است]
بدان كه ظاهرترين موجودات و واضحترين آنها خداى عزّ وجلّ است و اين از براى آن است كه خداى عزّ وجلّ به ذات خود موجود است و غير خدا به خدا موجود است. در قرآن مجيد وارد شده: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[٣] يعنى خداى عزّ وجلّ نور آسمانها و زمين است.
و نور چيزى را مىگويند كه نظر به ذات ظاهر باشد و اظهار غير نمايد. و منشأ ادراك از ادراك كننده و ادراك كرده شده وجود است و بَس. و هرچه را[٤] ادراك كنى اوّلًا وجود او را ادراك مىكنى اگرچه شعور به اين نداشته باشى و از راه نهايت وضوح بر تو مخفى مىماند[٥]. و تعجّب مكن كه[٦] چيزى به سبب ظهور مخفى باشد زيرا كه چيزها به ضدّ ظاهر مىشود و هرچه وجود آن عامّ باشد و ضدّى نداشته باشد ادراك آن دشوار مىباشد، پس اگر چيزها مختلف مىبودند و بعضى دلالت بر خدا مىكردند و بعضى نمىكردند به زودى فرق ميان آنها مىتوانست كرد، امّا چون دلالت آنها بر خداى عزّ وجلّ بر يك نسق است كار دشوار شده.
[١] -a s - و.
[٢] - پنهانى/s a نهانى.
[٣] - نور: ٣٥.
[٤] -a - را.
[٥] - مىماند/a باشد.s مىنمايد.
[٦] -a - كه.