ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٦٥ - فصل در طريق تحصيل محبت
زيرا كه شوق تعلّق به چيزى مىگيرد كه از راهى ادراك آن شده باشد و از راهى ادراك نشده باشد و حصول آن يا به نوع وضوح و يا به انتظار باقى مطلوب مىباشد. و هيچ يك از اين دو نهايتى نمىدارد زيرا كه مراتب وضوح غير]m .a ٤٨[ متناهى است و همچنين زيادتى آنچه از براى بنده باقى مانده از جمال و جلال خدا پايانى ندارد، بلكه با حصول اصل وصال شوقى نيز مىيابد كه لذيذ مىباشد و المى در آن ظاهر نمىشود، پس شوق هرگز آرميده نمىشود و خصوصاً از كسى كه بالاتر از آنچه يافته مراتب بىشمار تصوّر كند، در قرآن مجيد وارد شده: «نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا»[١] يعنى مؤمنان در قيامت نور ايشان ظاهر خواهد شد در پيش رو و در جانب راست و خواهند گفت: خداوندا! تمام گردان از براى ما نور ما را.
و در كتاب مصباح الشريعة مروى است كه حضرت امام جعفر صادق سلام اللَّه عليه فرمودند: مشتاقْ خواهش طعام نمىدارد و از آب لذّتى نمىبرد و خوابيدن او را خوش نمىآيد و به خويشى[٢] انس نمىگيرد و در خانهاى آرام نمىگيرد و در آبادانى سكنى نمىكند و جامه نرم نمىپوشد و قرار نمىدارد و در شب و روز خدا را مىپرستد در حالتى كه امّيدوار مىباشد كه به آنچه اشتياق دارد برسد و به زبان شوق با او[٣] راز مىگويد و آنچه در دل دارد اظهار مىكند، چنانچه خداى عزّ وجلّ از موسى بن عمران خبر داده در وعدهاى كه به خداى عزّوجل كرده بود در رفتن به كوه طور به آنكه فرمودند: «وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى»[٤] يعنى به تعجيل به درگاه تو آمدم تا راضى باشى از من. و حضرت پيغمبر ٦ حال حضرت موسى را بيان فرمودند به آنكه در رفتن به كوه طور و بازگشتن تا چهل روز از شوقى كه به خداى عزّ وجلّ داشت نه طعام خورد و نه آب آشاميد و نخوابيد و نه خواهش به چيزى نمود.
[١] - تحريم: ٨.
[٢] - خويشى/a خويش.s خوشى.
[٣] - او/s a آن.
[٤] - طه: ٨٤.