ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٦٣ - فصل در عدم جواز رؤيت خدا با چشم
ممكن است كه در آخرت به قدر زيادتى صفاى دلها و زيركى آنها و مجرّد بودن از علاقههاى دنيوى معرفت ظاهرتر و واضحتر شود. و شيخ صدوق رحمه الله به اسناد خود از ابو بصير از حضرت امام جعفر صادق ٧ روايت كرده كه به آن حضرت گفتم كه:
خبر ده مرا از خدا، آيا مؤمنان در روز قيامت او را خواهند ديد؟ فرمودند: بلى و پيش از روز قيامت نيز ديدهاند. ابو بصير گويد كه گفتم: كى خدا را ديدهاند؟ فرمودند:
وقى كه خداى عزّ وجلّ به ايشان در روز ازل گفت: «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى»[١].
بعد از آنْ آن حضرت ساعتى ساكت شدند و فرمودند: به درستى كه مؤمنان خداى عزّ وجلّ را البتّه در دنيا پيش از روز قيامت مىبينند، آيا تو در اين وقت خدا را نمىبينى؟ پس ابو بصير گفت كه: اين حديث را از زبان شما به مردم بگويم؟ حضرت فرمودند: مگو، چرا كه اگر به ايشان بگويى و[٢] نادانى كه نفهمد معناى آنچه را تو مىگويى و منكر شود و گمان كند كه اين تشبيه حقّ است به مخلوقاتْ كافر مىشود. و ديدن به باطن مثل ديدن به چشم نيست و خداى عزّ وجلّ منزّه است از آنچه مشبّهان و ملحدان خدا را به آن وصف مىكنند[٣].
و مراد آن حضرت از مشبّهان و ملحدان اصحاب ابوبكر و عمر است كه گمان مىكنند جايز است ديدن خداى عزّ وجلّ در آخرت به همين چشم ظاهرى و اگرچه در دنيا جايز نمىدانند و مىگويند كه: در روز قيامت مؤمنان خداى عزّ وجلّ را به چشم خواهند ديد چنانچه ماه را در شب چهارده مىبينند!
و از حضرت امام جعفر صادق ٧ پرسيدند از آنچه اهل سنّت روايت مىكنند از ديدن خدا، آن حضرت فرمودند: آفتاب جزئى است از هفتاد جزء از نور كرسى و
[١] - اعراف: ١٧٢.
[٢] -a - و.
[٣] - التوحيد: ١١٧ ح ٢٠.