ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٦٢ - فصل در عدم جواز رؤيت خدا با چشم
ايشان است و هيچ كمتر و بيشتر از اين نمىباشد مگر آنكه خدا با ايشان است.
پس چون اولياى خدا به حقيقت معانى اين آيات رسيدهاند مشاهده خداى عزّ وجلّ را به ديدههاى باطنى نمودهاند.
از حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه پرسيدند: در وقتى كه خدا را عبادت مىكنى او را ديدهاى؟ فرمودند: واى بر تو! عبادت نمىكنم خدايى[١] را كه نديده باشم. پرسيدند: چون ديدهاى؟ فرمودند: واى بر تو! چشمها او را به مردمك نديدهاند[٢] بلكه ديدههاى باطن او را به حقيقت ايمان ديدهاند[٣].
و حضرت امام حسين ٧ در دعاى عرفه فرمودند: چون استدلال توان نمود بر تو به چيزى كه در وجودِ خود محتاج است به تو؟ آيا غير تو آن مقدار ظهور دارد كه تو ندارى تا آنكه آن ظاهر سازد تو را؟ كى غايب بودى تا محتاج باشى به دليلى كه راهنمايى كند به تو؟ و كى دور بودى كه آثارْ مردم را به تو رسانند؟ نابيناست چشمى كه تو را نبيند و حال آنكه هميشه تو بر آن مشرفى. و در زيان است سرمايه بندهاى كه نگردانيدهاى از براى او از محبّت خود نصيبى.
و نيز فرموده: خود را شناسانيدهاى به هر چيزى[٤]، پس چيزى نيست كه تو را نشناسد.
و فرموده: شناسانيدهاى[٥] خود را به من در هر چيزى، پس ديدهام تو را ظاهر در هر[٦] چيزى، پس تو ظاهرى از براى هر چيزى.
و ديگر سخنان در اين معنا از ائمّه هُدى سلام اللَّه عليهم]m .b ٣٨[ وارد شده. بلى
[١] - خدايى/a خدا.
[٢] -s + و.
[٣] - الكافي ١: ٩٧ ح ٦. التوحيد: ١٠٩ ح ٦. نهج البلاغة ٢: ٩٩ كلام ١٧٩.
[٤] -a + نيست!
[٥] - شناسانيدهاى/a شناسانيدن.
[٦] -a s - هر.