ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٢٤ - فصل حال كسى كه خوف بر آن غالب شده
خواهش به آن دارد[١] هرگاه داند كه[٢] در آن سمّيّتى هست. پس خواستهها[٣] به ترس محترق مىشود و اعضا فرمانبردار مىشوند و در دل لاغرى و شكستگى و خوارى و افتادگى به هم مىرسد و كبر و كينه و حسد مفارقت مىكند، بلكه تمامى همّت آن مصروف به[٤] ترس و خطر عاقبت مىشود و[٥] از براى كارى ديگر فارغ نمىباشد و شغلى نمىدارد مگر[٦] ملاحظه احوال خود وحساب نفس و جهاد با آن. و رعايت آنكه نَفَسى[٧] و لحظهاى به باطل نگذرد. و به هرچه به خاطر خطور كند و هر سخنى كه بر زبان جارى شود نفس را به آن بازخواست كند تا آنكه ظاهر و باطن آن مشغول باشد به چيزى كه از آن مىترسد و از براى امرى ديگر فارغ نباشد، و اين حالت كسى را مىباشد كه خوف بر آن غالب باشد.
و اقلّ مراتب خوف كه اثر آن در عملها ظاهر شود آن است كه از محرّمات اجتناب كند. و بازداشتن نفس را از محرّمات ورع مىنامند. و هرگاه خوف قوىتر گردد و اجتناب كند از چيزى كه حرمت در آن ممكن باشد آن را تقوا مىنامند. و گاه مىباشد كه چيزى كه باكى و شبههاى نمىدارد ترك مىكند از براى چيزى كه باكى مىدارد و اين را صدق در تقوا مىگويند. و]m .a ٥٧[ هرگاه ضَمّ[٨] شود به اين حالت مجرّد بودن از براى خدمت و چنان شود كه بنا نكند چيزى را كه[٩] سكنى در آن نمىكند و جمع نكند[١٠] چيزى را كه نخواهد خورد و رغبت نكند به دنيايى كه مىداند از آن مفارقت خواهد نمود و نفسى از نفسها را صرف غير خدا نكند اين حالت را صدق مىگويند. و
[١] -s a + و.
[٢] -s a - كه.
[٣] - خواستهها/s a خواهشها.
[٤] -a s - به.
[٥] -a s - و.
[٦] -a + به.
[٧] - نَفَسى/a نَفَس.
[٨] - ضَمّ/a ختم.
[٩] -s - كه.
[١٠] - نكند/a نمىكند.