ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣١٧ - فصل در اينكه شكر نعمت الهى است
چون به نهايت چيزى توان رسيد كه نهايت و كيفيّتى ندارد. و منزّه است خداى عزّ وجلّ از آنكه نهايتى و كيفيّتى داشته باشد[١].
و حضرت امام جعفر صادق ٧ فرمودند: هرگاه داخل صباح شوى و داخل شام شوى ده مرتبه اين دعا را بخوان:
«اللّهمّ ما أصبحت بي من[٢] نعمة أو عافية في دين أو دنيا فمنك و حدك لا شريك لك، لك الحمدُ و لك الشكرُ بها عليَّ يا ربّ حتّى ترضى و بعد الرضا».
و هرگاه اين را بگويى ادا كرده خواهى بود شكر آنچه خداى عزّ وجلّ به تو انعام كرده در آن روز يا در آن شب[٣].
و در روايتى وارد شده كه: حضرت نوح ٧ هر صباح اين را مىخواند، پس خداى عزّ وجلّ او را بنده بسيار شكرگزارنده ناميد[٤].
و نيز از آن حضرت مروى است كه در[٥] تورات نوشته شده: شكر كن كسى را كه به تو انعام كرده و انعام كن به كسى كه شكر تو را كرده؛ زيرا كه هرگاه شكر نعمت گزارده شود زايل نمىشود و هرگاه كفران آن بشود باقى نمىماند. و شكر موجب زيادتى نعمت است و امانى است از تغيير[٦]، يعنى[٧] از تغيير حال و منتقل شدن از حالت صلاح به فساد.
و از حضرت امام زين العابدين ٧ مروى است كه خداى عزّ وجلّ دوست مىدارد هر بنده اندوهگين و هر بنده شكرگزارنده را. و خداى عزّ وجلّ در روز قيامت به بندهاى از بندگانِ خود خواهد گفت: آيا شكر فلان كس را كردهاى؟ در جواب خواهد گفت: نه، بلكه شكر تو را كردهام. پس خداى عزّ وجلّ خواهد فرمود:
[١] - الكافي ٨: ٣٩٤ ح ٥٩٢. تحف العقول: ٢٨٣.
[٢] -s - من.
[٣] - الكافي ٢: ٩٩ ح ٢٨.
[٤] - الكافي ٢: ٩٩ ح ٢٩. علل الشرائع ١: ٢٩ ح ١.
[٥] - در/a از.
[٦] - الكافي ٢: ٩٤ ح ٣.
[٧] -a - از تغيير يعنى.