ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣١٤ - فصل در شكر و راه تحصيل آن
و نيز آن حضرت فرمودند: هيچ بندهاى نيست كه خدا نعمتى[١] به وى بدهد و قدر آن نعمت[٢] را به دل بشناسد و حمد خدا[٣] به حسب ظاهر به زبان بكند و سخن او در حمد گزارى تمام گردد مگر امر مىشود از براى او به زيادتى نعمت[٤].
و حضرت امام محمّد باقر ٧ فرمودند كه: شبى حضرت پيغمبر ٦ در نزد عايشه بودند و[٥] عايشه گفتند[٦]: يا رسول اللَّه! چرا اين مقدار خود را تعب مىفرماييد[٧] و حال آنكه خداى تعالى گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيده است؟ آن حضرت فرمودند: اى عايشه! آيا نبايد كه من بنده شكرگزارنده باشم؟!
و حضرت امام محمّد باقر ٧ فرمودند كه: حضرت پيغمبر ٦ شبها در طاعت خدا بر سر انگشتان پاها مىايستادند، پس اين آيه نازل شد: «طه* ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى»[٨] يعنى اى محمّد! ما قرآن را بر تو نفرستاديم كه تو اين مقدار تعب بكشى[٩].
و حضرت امام جعفر صادق ٧ فرمودند: شكر نعمتْ اجتناب از حرامها نمودن است. و تمامى شكر آن است كه مردى بگويد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»[١٠].*
و نيز از آن حضرت پرسيدند: آيا شكر حدّى دارد كه هرگاه بنده آن را[١١] بجاى آورد شاكر باشد؟ فرمودند: بلى. پرسيدند كه: آن چه چيز است؟ فرمودند: آن است كه حمد خدا را بكند بر هر نعمتى كه به او داده در اهل و مال و اگر در مالى كه خدا به او[١٢]
[١] - نعمتى/a s نعمت.
[٢] -s - به وى بدهد و قدر آن نعمت.
[٣] -s a + را.
[٤] - الكافي ٢: ٩٥ ح ٩. ثواب الأعمال: ١٨٨. تفسير العيّاشي ٢: ٢٢٢ ح ٣ با تفاوت. تفسير القمي ١: ٣٦٨.
[٥] -s - عايشه بودند و.
[٦] - گفتند/a گفت.
[٧] - مىفرماييد/a s مىفرمايى.
[٨] - طه: ١ و ٢.
[٩] - الكافي ٢: ٩٥ ح ٦. صحيح البخاري ٦: ٤٤ به مانند آن.
[١٠] - مشكاة الأنوار: ٧١. و همانند آن در الكافي ٢: ٩٥ ح ١٠.
[١١] - آن را/a او.s او را.
[١٢] - او/s a آن.