ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣١٢ - فصل در شكر و راه تحصيل آن
مىباشد؛ امّا به دل آن است كه قصد خير و اراده آن نسبت به تمام خلق خدا داشته باشى. و امّا به زبان آن است كه اظهار شكر خدا به حمدى كه دلالت بر آن كند بنمايى.
و امّا به جوارح آن است كه نعمتهاى خدا را صرف در طاعت او كنى و پرهيز كنى از آنچه[١] در معصيت صرف كنى. پس شكر چشم آن است كه پنهان كند عيبى را كه در مسلمانى ديده باشد. و شكر گوش آن است كه پنهان كند هر[٢] عيبى را كه در حقّ مسلمانى شنيده باشد و اينها و امثال اينها[٣] داخل در شكر نعمت اعضاست.
بلكه مىگوييم: هركه كفران نعمت چشم را بكند كفران نعمت آفتاب را نيز نموده، زيرا كه ديدن به چشم و به آفتاب هر دو متحقّق مىشود و اين دو از براى آن آفريده شدهاند كه ديده شود چيزى كه در دنيا و آخرت نافع است و اجتناب شود به اين دو از چيزى كه در دنيا و آخرت ضرر مىرساند.
بلكه مىگوييم[٤]: مراد از آفريدن زمين و آسمان و آفريدن دنيا و اسباب آنْ آن است كه مردم به آنها[٥] استعانت بجويند بر رسيدن به خدا، و نمىتوان به خدا رسيد مگر به محبّت و انس به آن در دنيا و به اجتناب از فريب دنيا. و انس به خدا حاصل نمىشود مگر به مداومت بر ذكر آن. و محبّت ميسّر نمىشود مگر به معرفتى كه حاصل شده باشد به مداومت بر فكر. و مداومت بر ذكر و فكر ممكن نيست مگر به بقاى بدن]m .b ٢٧[ و بدن باقى نمىماند مگر به زمين و آب و هوا و اينها تمام نمىشود مگر به آفريدن زمين و آسمان و آفريدن ساير اعضا و اينها همه از براى بدن است و بدن مركب نفس است و نفسى[٦] كه بازگشت آن به خداست آن است كه به طول عبادت و معرفت مطمئن باشد.
[١] - آنچه/s آنكه.
[٢] -s - هر.
[٣] -s - و امثال اينها.
[٤] -s + كه.
[٥] - آنها/s a اينها.
[٦] - نفسى/a نفس.