ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٨٩ - فصل از مغروران بعضى از مالداران هستند
آنكه بهتر را داده و واپستر را گرفته.
و هيچ از خود تعجّب نمىكنى از اين راه كه بسيار مىباشد كه به مال و تندرستى مغرور مىشوى كه شايد زنده بمانى. و بسيار مىباشد كه مغرور به عمر دراز و اولاد و اصحاب مىشوى كه شايد به سبب ايشان خلاصى يابى. و بسيار مىباشد كه مغرور به مال و اقبال و رسيدن به آرزو و هوس مىشوى و پندارى كه صادق و بر صَوابى. و بسيار مىباشد كه مغرور مىشوى به اظهار پشيمانى بر تقصير[١] در عبادت و شايد كه خداى تعالى در دل تو خلاف آن را داند. و بسيار باشد[٢] كه به تكلّفْ خود را بر عبادت بندى و[٣] خداى عزّ وجلّ از تو اخلاص را خواهد. و بسيار باشد كه به علم و نسب فخر كنى و حال آنكه غافل باشى از آنچه در علم خدا پنهان است. و بسيار باشد كه گمان كنى[٤] خدا را مىخوانى و حال آنكه ديگرى را خوانى[٥]. و بسيار باشد كه گمان كنى كه ناصح مردم و خيرخواه ايشانى و حال آنكه مراد تو آن باشد كه مردم مايل به تو شوند. و بسيار باشد كه مذمّت خود را كنى و في الحقيقة[٦] غرض تو مدح باشد.
و بدان كه از ظلمات غرور و هوس بيرون نمىروى مگر به بازگشت صحيح به خداى عزّ وجلّ و خضوع از براى آن[٧] و شناختن عيبهاى احوال خود از آن راه كه موافق عقل و دانش و مطابق دين و شريعت و طريقه پيشوايان و ائمّه هُدى سلام اللَّه عليهم نباشد. و اگر چنانچه راضى باشى به حالتى كه دارى هيچ كس از علم خود محرومتر و ضايع روزگارتر از تو[٨] نخواهد بود و از براى خود حسرتى در روز قيامت باقى گذاشته خواهى بود[٩].
[١] -a s + توالى!
[٢] - باشد/s a مىباشد.
[٣] -a - و.
[٤] -s a + كه.
[٥] - خوانى/s a مىخوانى.
[٦] - في الحقيقة/s a بالحقيقة.
[٧] -a - آن.
[٨] - تو/m خود.
[٩] - مصباح الشريعة: ١٤٢ باب ٦٧.