ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٨٨ - فصل از مغروران بعضى از مالداران هستند
يكى از ايشان تكليف كرده شود كه يك دينار صرف اين بناها نمايد و نام آن در آن موضع ثبت نشود هرآينه بر وى دشوار خواهد بود وطبعش راضى نخواهد شد و حال آنكه خداى عزّ وجلّ مطّلع است بر آن، خواه نام آن كس ثبت شود يا نشود. و اگر نه كه مرادِ آن كس رضاى مردم است نه رضاى خدا احتياجى به نوشتن اسم نبود، و بسيار مىباشد كه در همسايگى آن يا در شهر آن[١] فقيرى مىباشد و صرف مال به آن مهمتر از صرف مساجد و زينت آنها مىباشد امّا يك دينار[٢] صرف فقير نمىكند.
و بعضى از آنها كسى است كه اموال خود را تصدّق به فقرا و مساكين مىكند[٣] امّا در مجالسى كه جمعيّت باشد و به فقرايى كه عادت ايشان شكرگزارى و افشاى معروف است تصدّق مىكند و كراهت مىدارد از تصدّقى كه در خُفيه باشد و اگر فقيرى پنهان دارد اين را از وى جنايتى[٤] بر خود و كفران نعمت مىشمرد.
و بعضى از آنها كسى است كه حفظ مال و امساك آن مىكند از راه بخلى كه دارد و[٥] مشغول عبادتهاى بدنى كه محتاج به انفاقى نباشد مىشود، مثل آنكه روزه مىدارد و نماز شب و ختم قرآن مىكند و گمان مىبرد كه خوب مىكند.
و بعضى از آنها كسى است كه تصدّق نمىكند مگر زكات واجب را و بَس، و زكات را از مالى كه زبون باشد و كسى رغبت به آن]m .b ٧٦[ نكند ادا مىكند و[٦] توقّع از فقرا مىدارد كه خدمت او را بكنند و در حاجات او ساعى باشند[٧]. و گمان مىبرد كه اداى زكات را از براى رضاى خدا كرده.
و انواع غرور بسيار است. و در مصباح الشريعة از حضرت امام جعفر صادق ٧ روايت شده كه فرمودند: مغرور در دنيا مسكين و در آخرت مغبون است از براى
[١] -s - آن.
[٢] -s a + به.
[٣] - مىكند/a نمىكند!
[٤] - جنايتى/a خيانتى.
[٥] -a - و.
[٦] -m - و.
[٧] - باشند/a s باشد.