ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٨٦ - فصل در اينكه از مغروران اهل ذكر و اهل تصوف هستند
كردن در جايى كه از شرم و روى مردم ردّ نتواند نمود ضربتى است بر دل[١] به تازيانه و[٢] در پيش خدا فرقى ميانه[٣] زدن باطن و زدن ظاهر نيست از براى آنكه باطن نزد خدا ظاهر است. و همچنين اگر عطايى كند به سايلى از ترس زبان او[٤] يا[٥] از شرّ بدگويى در نزد ظالمى آن نيز بر آن كس حرام است.
فصل [در اينكه از مغروران اهل ذكر و اهل تصوّف هستند]
و از مغروران قوميند كه ايشان را اهل ذكر و اهل تصوّف مىنامند و از براى خود دعواى برائت از ساختگى و تكلّف مىنمايند، جامههاى پاره پاره مىپوشند و بر دور يكديگر مانند حلقه مىنشينند و ذكرها اختراع مىكنند و به نغمه شعرها مىخوانند و كلمه توحيد را به آواز بلند مىگويند و راهى به علم و معرفت ندارند و آوازها مانند آواز الاغ مىكنند و رقص مىنمايند و دست مىزنند و خوض در فتنهها مىنمايند و اخذ به بدعتها نموده ترك سنّتها مىكنند و به آواز بلند خدا را مىخوانند و فريادهاى رسوا[٦] مىكنند. و بعضى از آنها دعواى علم و[٧] معرفت و[٨] مشاهده معبود و مجاوزت از مقام محمود و ملازمت حقّ در عين شهود مىنمايند، امّا از اين امور به غير از اسم آنها چيزى ندانسته و سخنانى چند كه معناى محصّلى ندارد به هم بافته[٩] در نزد احمقان استعمال مىكند[١٠]، گويا سخن از وحى مىگويد و از آسمان خبر مىدهد. و ملاحظه اصناف]m .b ٧٦[ عبّاد و علما را به نظر حقارت مىنمايد و در شأن عابدان
[١] -a s - ضربتى است بر دل.+ و.
[٢] -s a - و.
[٣] - ميانه/a s ميان.
[٤] -s + را.
[٥] - يا/a را.
[٦] - رسوا/s m رسواء!
[٧] -m - و.
[٨] - و/a با.
[٩] -s a + و.
[١٠] - مىكند/s a مىكنند.