ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٦٤ - باب چهارم در مذمت محبت جاه است
باشد كه تلف شود پس محتاج به ديگرى گردد. و هرگاه كه[١] اين به خاطرش رسيد خوفى در دل او پيدا مىشود و الم آن[٢] خوف را رفع[٣] نمىكند مگر امنيّتى كه از وجود]m .b ١٦[ مالى[٤] ديگر حاصل شود تا آنكه اگر آن مال تلف شود اين مال كفايت او را بكند. و هميشه از راه شفقتى كه بر خود مىدارد و محبّتى كه بر[٥] زندگانى دارد قرار مىدهد كه عمرش دراز خواهد بود و احتياجش زياد خواهد شد. و به قدر رسيدن آفتها به مال و تصوّر ترس از اين رهگذر طلب مىنمايد چيزى را كه دفع ترس را بكند و آن چيز بسيارىِ مال[٦] است تا آنكه اگر به پارهاى از مال وى آفتى برسد[٧] و تلف شود به پاره ديگر مستغنى شود[٨]. و اين ترسى است كه در نزد مقدار مخصوصى از مال نمىايستد و از براى اين است كه خواهش باطنى را اندازهاى نمىباشد تا آنكه مالك جميع آنچه در دنياست بشود. و از براى اين است كه در حديث وارد شده: دو حريصند كه سير نمىشوند: يكى حريص علم و ديگرى حريص مال. و همين علّت مُطرد و جارى است در خواهش اعتبار و جاه در دلهاى جمعى كه از وطن و بلد او دورند، زيرا كه خالى از آن نيست كه به خاطر گذراند كه گاه باشد كه از وطن بيرون رفته به جانب ايشان روم، يا ايشان از وطن خود بيرون آمده به وطن من آيند و محتاج شوم به استعانت از ايشان.
و امّا سبب پنهانى- كه قوىتر است- آن است كه روح امرى است از امرهاى ربّانى و بِالطّبع محبّت به ربوبيّت مىدارد. و معناى ربوبيّت متفرّد[٩] به كمال بودن است. و
[١] -a - كه.
[٢] - الم آن/a s اين.
[٣] - رفع/s a دفع.
[٤] - مالى/s مال.
[٥] - بر/s a به.
[٦] - مال/a مالى.
[٧] - برسد/a رسد.
[٨] - عبارات اين سطر درa جابجا آمده و پارهاى از آن هم ازs افتاده است.
[٩] - متفرّد/s a منفرد.