ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٦٣ - باب چهارم در مذمت محبت جاه است
سيُم: آنكه جاه از معتقدان سرايت[١] به ديگران مىكند و زياد مىشود بىتعب و زحمتى؛ از براى آنكه هرگاه دلها تصديق شخصى نمودند و اعتقاد به كمال آن از راه علم يا عمل يا غير اينها به هم رسانيدند البته در هرجا ذكر كمالات آن كس را از براى ديگران مىكنند و اين در شهرها منتشر مىشود و دلهاى مردم به دام آمده اذعان و فرمانبردارى مىنمايند[٢] و از هر كسى به ديگرى سرايت[٣] مىكند و زياد مىشود و به جاى معيّنى نمىايستد. و امّا مال هركه[٤] چيزى از آن را[٥] مالك شد همين خود مالكِ آن است و بَس و نمىتواند كه آن را زياد كند مگر به تعب و زحمت بسيار.
و[٦] امّا محبّت جمع مال و گنج گذاشتن[٧] و چيزها را ذخيره كردن و خزانه بسيار به هم رسانيدن[٨] بدون احتياج به اينها، و محبّت جاه بسيار و پهن شدنِ آوازه به شهرهاى دورى كه مىداند هرگز به آن شهرها نخواهد رفت و مردم آنجاها را نخواهد ديد كه تعظيم او بكنند يا مدد آن بر غرضى از غرضها بكنند سببش دو چيز است: يكى ظاهر و ديگرى پنهان كه فهم زيركان از فهميدن آن عاجز است چه جاى نادانان؛ زيرا كه از ريشهاى كه در نفس پنهان است به هم مىرسد و حالتى است كه در[٩] طبع مخفى[١٠] است و مطّلع بر آن نمىتواند شد مگر جماعتى كه به كنه چيزها رسيدهاند.
و امّا سببِ ظاهر دفع المِ خوف از خود نمودن است؛ از براى آنكه صاحب خوف از راه بدگمانى حريص مىباشد و آدمى هرچند كه[١١] في الحال كفايت مهمّاتش شده باشد طول امل مىدارد و به خاطرش مىرسد كه اين مالى كه به آن كفايت وى شده بسا
[١] - سرايت/s مراتب.
[٢] - مىنمايند/a مىنمايد.
[٣] - كسى به ديگرى سرايت/s a كس سرايت به ديگرى.
[٤] -a + هر.
[٥] -a s - را.
[٦] -s a - و.
[٧] - گذاشتن/s a داشتن.
[٨] -a + و.
[٩] - در/s از.
[١٠] - مخفى/a s مختفى.
[١١] -a s - كه.