ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٦٢ - باب چهارم در مذمت محبت جاه است
و[١] از براى جاه ثمرههاى بسيار مىباشد مثل مدح و تعريف بىاندازه؛ از براى آنكه كسى كه به كسى[٢] اعتقاد كمالى مىدارد ساكت از آن نمىباشد بلكه هميشه مدح او را مىكند، ومثل خدمت[٣] وهمراهى از براى آنكه نمىتواند كه به قدر اعتقاد فرمانبردارى نكند، و مثل ايثار و ترك منازعت و تعظيم و احترام، يا[٤] به ندا[٥] سلام كردن و در مجلسها او را بر صدر جا دادن و]m .a ١٦[ در جميع مطالب او را مقدّم داشتن.
و بدان كه مالك دلها شدن رجحان دارد بر مالك مال شدن از چندين راه:
اوّل: آنكه به جاه تحصيل مال نمودن آسانتر است از تحصيل نمودن جاه به مال، پس عالم يا زاهد كه در دلها جاهى دارد اگر قصد كسب مال كند آسان است؛ از براى آنكه مال مردم مسخّر دلهاست و صرف كسى مىكنند كه اعتقاد كمالى به آن داشته باشند، و امّا مرد خسيس بىسر و پايى كه كمالى ندارد اگر گنجى بيابد و جاهى كه به آن حفظ مال نمايد نداشته باشد و خواهد كه به مال تحصيل جاه كند او را ميسّر نمىشود.
دوم[٦]: آنكه مال در معرض بطلان و تلف شدن است از براى آنكه دزد مىبرد و غصب مىشود و پادشاهان و ستمكاران طمع در آن مىكنند و محتاج است به حفظ و حراست و خطرهاى بسيار راه به آن مىيابد، امّا مالك دلها شدن اين آفات را نمىدارد از براى آنكه صاحب جاه از غصب[٧] و دزدى در امن و امان مىباشد، بلى غصب جاه به اين طريق ممكن است كه كسى رأىهاى مردم را بَرهم زند و حال صاحب جاه را در نظرها زشت گردانَد[٨] و تغيير گمانهاى مردم را بدهد در آنچه تصديق نمودهاند از اوصاف كمال، امّا دفع اين فسادها آسان است.
[١] -a - و.
[٢] -a s - كه به كسى.
[٣] - خدمت/s حرمت.
[٤] -s - يا.
[٥] - ندا/s a ابتدا.
[٦] - دوم/a و دوم.
[٧] - غصب/a غضب.
[٨] - گردانَد/a كردهاند!