ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٥٨ - باب چهارم در مذمت محبت جاه است
يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً»[١] يعنى آن جماعتند كه هرگاه انفاق كنند اسراف نمىكنند و تنگ نمىگيرند و در ميانه كه حدّ وسط است مىباشند. پس جود آن است كه در ميان بخل و اسراف و قبض و بسط باشد، و آن[٢] است كه اندازه دادن و ندادن را به قدر واجب قرار بدهد. و همين كافى نيست كه به ظاهر[٣] انفاق كند و به دل راضى نباشد و با نفس خود در گفتگو باشد، بلكه مىبايد كه دل او را با مال علاقهاى نباشد مگر از آن جهت كه مال از براى آن است كه صرف كردن باشد در آنچه صرفش در آن واجب[٤] باشد خواه به حسب شرع و خواه به حسب مروّت و عادت.
و[٥] واجب مروّت و عادت نظر به احوال و[٦] اشخاص مختلف مىشود. و بسيار مىباشد كه قبيح مىباشد از غنى مضايقه كردن به چيزى كه از فقير قبيح نمىباشد و با عيال و خويش چيزى چند قبيح مىباشد كه با بيگانه قبيح نيست و با همسايه چيزى چند قبيح مىباشد كه با غير همسايه قبيح نيست و در ضيافت چيزى چند قبيح مىباشد كه در خريد و فروخت و داد و ستد قبيح نمىباشد[٧] و غير اينها.
و بِالجملة بخلْ امساك كردن مال است از مطلبى كه آن مطلب مهمتر[٨] از حفظ مال باشد، و سخا و جود در مقابل بخل است.
باب چهارم: در مذمّت محبّت جاه است
بدان كه اصل جاه پهن شدن آوازه و مشهور شدن است. و اين آفتى است عظيم و خواهش به اين ناپسند، بلكه پسنديده گمنامى است مگر كسى كه خدا او را مشهور كرده باشد از براى انتشار دين بدون سعى آن كس در طلب شهرت، خداى عزّ وجلّ
[١] - فرقان: ٦٧.
[٢] -a + آن.
[٣] - به ظاهر/s a ظاهراً.
[٤] - واجب/a راحت.
[٥] -a s - و.
[٦] -a s - و.
[٧] - نمىباشد/s a نيست.
[٨] - مهمتر/m مهم تو را.