ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٧٦ - فصل در اينكه حسد از مرضهاى عظيمه دلهاست
خداى عزّ وجلّ نيستى و كراهت دارى نعمتى را كه خدا در ميان بندگان خود قسمت كرده و عدلى را كه خداى تعالى در مملكت خود برپاى[١] داشته به حكمت لطيفى كه دارد و منكر اين مراتب شده نعمت الهى را ناگوار و ناخوش خواهى شمرد. و اين جنايتى است كه بر مردمك توحيد نمودهاى و خارى است كه در چشم ايمان افكندهاى. و بس است در ضرر رسانيدن اين نوع جنايت در دين و حال آنكه با وجود اينها با مرد مؤمنى نفاق ورزيدهاى و ترك خيرخواهىِ او نمودهاى و مفارقت كردهاى طريقه اوليا و انبيا را در خيرخواهىِ بندگان خدا و مشاركت نمودهاى با شيطان در خواهش بلا از براى مؤمنان و زوال نعمت از ايشان. و تمامى اينها خصلتهاى پليد است كه حسناتِ قلب را فانى مىسازد مانند فانى ساختن آتش هيزم را و محو كردن شب روشنىِ روز را.
و امّا ضرر رسانيدن حسد به دنيا آن است كه به سبب]m .b ١٤[ آن متألّم و[٢] در عذاب و هميشه در تعب و اندوه مىباشد[٣] از آن راه كه خداى عزّ وجلّ دشمنان تو را خالى نمىسازد از نعمتى كه به ايشان برساند و هميشه به هر نعمتى كه در ايشان مىبينى در عذاب و از هر بلايى كه از آنها مىگردد در غم و الم بوده[٤]، پريشان خاطر و دلتنگ مىباشى. و آنچه را تو از براى دشمن خود مىخواهى از محنت در اين وقت دشمن تو در تو مىيابد و حال آنكه آن نعمت از محسود به حسدِ تو زايل نمىشود چو اگر نعمت به حسد زايل مىشد[٥] هرگز نعمتى بر تو و بر مردمان باقى نمىماند و نعمت ايمان نيز باقى نمىماند از براى آنكه كافران حسد بر مؤمنان در نعمت ايمان مىدارند.
[١] - برپاى/s a برپا.
[٢] -m - و.
[٣] - مىباشد/a مىباشى.
[٤] -s a + و.
[٥] - مىشد/s مىشود.