ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٧٤ - فصل در اينكه منشا حسد حب دنياست
و[١] از اين جهت است كه عالم بر عالم و عابد بر عابد حسد مىدارد و[٢] امّا عابد بر عالم حسد نمىدارد. و تاجر بر تاجر حسد مىدارد نه[٣] بر ديگرى، مگر آنكه حسدش از رهگذرى ديگر سواى پيشه تجارت باشد. و همچنين بر برادر و عموزاده حسد مىدارد نه بر بيگانهها. و همچنين حسد زن بر زنى ديگر كه شوهرش داشته باشد يا كنيز مدخوله داشته باشد بيش از حسدى مىباشد كه بر مادر شوهر و دختران داشته باشد. و سبب در اينها همه تزاحم در غرضها و مطلبهاست. بلى هركسى كه حرص بسيارى بر تحصيل جاه و اعتبار داشته باشد و محبّت عظيمى داشته باشد به اينكه نام و آوازه او در جميع اطراف عالَم منتشر شود اين چنين كسى حسد مىدارد بر]m .a ١٤[ هر كسى كه مشاركت نمايد با وى در خصلتى كه به آن تفاخر كند.
و منشأ جميع اينها محبّت دنياست از براى آنكه از خاصيّت دنيا آن است كه هرقدر از آن به احدى[٤] برسد ديگرى را از آن قدر نصيبى نمىتواند بود. و اين به خلاف نعمتهاى اخروى است كه در آن تنگى[٥] نمىباشد و نعمت علم آخرت مثالى است از براى آخرت چو[٦] هر قدر از آن هرگاه به كسى برسد ديگرى نيز از آن بهرهمند مىتواند شد بدون آنكه از اوّلينْ چيزى كم شود. و از اين راه است كه هركه محبّت به شناختن خداى عزّ وجلّ و شناختن صفات او و[٧] به شناختن ملائكه و پيغمبران و به شناختن اسرار زمين و آسمان داشته باشد حسد بر كسى كه اين محبّت را داشته باشد نمىدارد و اين وقتى مىباشد كه عارف باشد به معناى آنچه گفته شد، از براى آنكه معرفت بر عارفان تنگ نمىگردد[٨] بلكه يك چيز معلوم هزار هزار عالم مىتواند بود و منشأ فرح
[١] -s - و.
[٢] -s a - و.
[٣] -s - نه.
[٤] -a s + كه.
[٥] - تنگى/a s شكّى.
[٦] - چو/a چه.
[٧] -s - و.
[٨] - نمىگردد/a نمىگيرد.