ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٤٠ - فصل در غالب بودن اين شهوت
او باشند نه آنكه او خادم شهوت باشد و هميشه از براى او[١] تدبيرها كند. و اين عشق مرض قلبى است كه از خيال آخرت فارغ باشد و قصدى ديگر نداشته[٢].
و واجب است بر آدمى كه پرهيز كند از مقدّمات آن به اينكه به هرچه نظر كند و فكر در آن نمايد ديگر عود به آن نكند، و اگرنه هنگامى كه مستحكم شد دفع آن در غايت دشوارى است.
و تفريط شهوت فرج يا به پاك دامنى است كه از حدّ اعتدال خارج باشد، يا به ضعيف بودن از بهرهمند ساختن منكوحه خود و اين نيز مذموم است. و محمود آن است كه شهوت معتدل باشد و در كم و زياد فرمانبردار عقل و شرع باشد. و هرگاه به حدّ افراط باشد[٣] به گرسنگى و نكاح تندىِ آن[٤] را بشكند.
حضرت پيغمبر ٦ فرمودند: اى گروه جوانان! بر شما باد به جِماع كردن. و هركه را ميسّر نشود بر او باد به روزه داشتن كه در روزه نيز كسر شهوت مىشود[٥].
فصل [در غالب بودن اين شهوت]
بدان كه اين شهوت[٦] غالبترين شهوتهاست بر آدمى و نافرمان بردارترين آنهاست مَر عقل را در هنگام برانگيخته شدن، امّا چون مقتضاى اين شهوت قبيح و زشت است مردم از آن شرم مىكنند و از ارتكاب آن مىترسند. و امتناع اكثر مردم از آن يا از راه عجز است يا از راه ترس[٧] و يا از راه حيا و يا از راه[٨] محافظت بر حرمت. و در هيچ يك از اينها ثوابى متصوّر نيست زيرا كه در هريك از آنها اختيارِ حظّى است از حظهاى نفس بر حظّى ديگر و اين مقتضى ثواب نمىباشد.
[١] - او/s a آن.
[٢] -a s + باشد.
[٣] -m + و!
[٤] - آن/s a او.
[٥] - صحيح البخاري ٢: ٢٢٩. عوالي اللئالي ١: ٢٥٧ ح ٢٧.
[٦] - يعنى شهوت فرج.
[٧] -s - يا از راه ترس.
[٨] - راه/a s براى.