تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٢ - سوره الحشر(٥٩) آيات ١٠ تا ١٩
مىكنند نزد شما يعنى استبطان رهبت ايشان از شما سبب اظهار رهبت ايشانست از خدا و ميتواند بود كه مراد يهود باشند يعنى ترس شما در صدور يهودا شد است از ترس ايشان از خداى زيرا كه ايشان جماعتى بودند بانجدت و اقتدار و اظهار تشجع ميكردند نزد مسلمانان با اضمار خيفة در صدور ايشان لا يُقاتِلُونَكُمْ كارزار نميكنند يهود و اهل نفاق با شما جَمِيعاً در حالتى كه مجتمع و متفق باشند براى جدال نمودن با شما إِلَّا فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍ مگر در ديههاى استوار بخندق و ابواب و برج و حصار أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ يا از پس ديوارها بسهام و احجار بجهة فرط رهبت ايشان از شما يعنى ايشان را قوت آن نيست كه از حصون بيرون آيند و بصحرا آمده روى بروى شما محاربه كنند اين نه از ضعف و خيانت ايشانست بلكه بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ كارزار ايشان در ميان يكديگر شَدِيدٌ سخت است يعنى چون با يكديگر محاربه كنند حرب ايشان در نهايت شدت باشد اما هر شجاع كه از ايشان كه با رسول و اصحاب او حرب كند او سبحانه رعب و خوف در دل او افكند و بسبب آن طاقت مقابله و مقاتله ايشان ندارند تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً پندارى تو يهود و اهل نفاق را مجتمع و متفق از روى تدبير و صلاحانديشى وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى و حال آنكه دلهاى ايشان پراكنده و پريشانست در آن بجهت افتراق عقايد و اختلاف دواعى و مقاصد و كثرت حقد و حسد و عداوت با يكديگر ذلِكَ آن اختلاف دواعى و افتراق عقايد بِأَنَّهُمْ بسبب آنست كه ايشان قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ گروهيند كه تعقل نميكنند و در نمىيابند آنچه صلاح ايشان در آنست يا نميدانند كه تشتت قلوب موهن قواى ايشانست در اين آيه تحسير مومنان و تشجيع قلوب ايشانست بر قتال ايشان بعد از آن ميفرمايد كه مثل يهود در اغترار بعد دو قوت خود كَمَثَلِ الَّذِينَ همچو مثل آنان است كه بودند مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از ايشان قَرِيباً بزمان اندك ذاقُوا كه بچشيدند وَبالَ أَمْرِهِمْ بدى عاقبت كفر خود را در دنيا مراد مشركان قريشاند كه بششماه قبل از ايشان در بدر كشته گشتند و از ابن عباس منقولست كه مراد بنى قينقاعند كه عهدى كه با بنى نضير كرده بودند بشكستند و چون آن حضرت از بدر مراجعت فرمود امر كرد تا از ديار خود بيرون روند و جلاى وطن كنند عبد اللَّه ابى بايشان گفت بيرون مرويد كه من پيش محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روم و شفاعت شما كنم يا با شما در حصن درائيم و مدد شما كنيم و چون ايشان در حصن رفتند عبد اللَّه نصرت ايشان نداد و ايشان بالضرورة قرار