تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٥ - سوره المجادلة(٥٨) آيات ١٠ تا ٢٢
از آن بگويد كه
اللهم بحق محمد و آل محمد صلى اللَّه على محمد و آل محمد و قنى شر ما رايت فى منافى
و آن خواب را با كسى نگويد خدا شر آن خواب را از او بگرداند از قتاده نقل كردهاند كه اصحاب حضرت رسالت (ص) بجهت مجلس بيكديگر ضنت مىنمودند و هر گاه مىديدند كه كسى اراده نشستن دارد او را جاى نمىداند روز جمعه رسول (ص) در صفه مسجد نشسته بود و آنجا چندان وسعتى نداشت جمعى از اهل بدر كه از جمله ايشان ثابت بن قيس بن شماس بود بمجلس حضرت رسالت آمدند ديدند كه اصحاب گرداگرد او فرو گرفته بودند گفتند السّلام عليك ايها النبى و رحمة اللَّه و بركاته حضرت جواب سلام ايشان باز داد پس بر اصحاب سلام كردند و ايشان نيز جواب باز دادند و چون جاى خالى نديدند در ميان مسجد بر پاى ايستادند و انتظار ميكشيدند كه ايشان را جاى دهند كسى ايشان را جاى نداد آن حضرت اصحاب بدر را حرمت نيكو داشتى بجهة سبقت ايمان و علم ايشان چون ديد كه هيچكس ايشان را جاى نمىدهد اين حال بر او شاق آمد فرمود كه
قم يا فلان و يا فلان
ايشان از روى كراهت برخواستند و جاى باهل بدر گذاشتند منافقان مجال يافته در اين باب آغاز كنايت و شكايت كردند و گفتند شما مىگوييد كه صاحب ما عادلست و حال آنكه جمع سابق را برخيزانيدن و جماعت مسبوق را بجاى ايشان نشانيدن مخالف عدالت است و ندانستند كه در نفس الامر سبقت بايمان و عمل است نه باستباق بمجلس و حضرت عزت استصواب پيغمبر خود كرده آيه فرستاد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى آن كسانى كه گرويدهايد بخدا و رسول إِذا قِيلَ لَكُمْ هر گاه گفته شود مر شما را كه تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ جاى فراخ كنيد از براى يكديگر در نشستن مراد از آن اسم جنس است و عاصم كه مجلس خوانده دالست بر اين و گويند كه مراد مراكز غزاة است كقوله تعالى مَقاعِدَ لِلْقِتالِ حاصل كه هر گاه شما را گويند كه فراخ سازيد مجلسهاى ذكر يا تلاوت قرآن يا نماز يا جاى حرب را فَافْسَحُوا پس جاى گشاده كنيد بر مردم يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ تا گشاده گرداند خداى براى شما در قبرها يا آنكه در بهشت منزلهاى با وسعت دهد يا دلهاى شما را منشرح گرداند بازاله تضايق و تراحم يا هر چيزى كه در آن اراده تفسح داشته باشد از مكان و رزق و انشراح صدر و غير آن در موضح آورده كه جمعى در مجلس پيغمبر مىنشستند و چون يكى از ايشان را بمهمى بيرون ميطلبيدند نخواستى كه برخيزد چه هر يك از ايشان خواستى كه آخر كسى باشد كه از مجلس پيغمبر بيرون آيد آيه آمد كه وَ إِذا قِيلَ و چون گويند كه شما را اى اهل ايمان كه انْشُزُوا برخيزيد فَانْشُزُوا پس برخيزيد و در بعضى تفاسير مذكور