تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٥ - سوره الحشر(٥٩) آيات ١٠ تا ١٩
كردند گفت ديوان او را بردند ايشان قبول كردند و باز گشتند در شب اول ابيض در خواب برادر كمين آمد و گفت برصيصا با خواهر تو چنين و چنان كرد چون بيدار شد گفت اينخواب شيطانيست پس در شب دوم بخواب برادر ميانين آمد و همين گفت و در شب سوم بخواب برادر كوچك آمد و همان كه به ايشان گفته بود با وى بگفت روز چهارم برادران با هم نشسته بودند و بر خواهر خود ميگريستند برادر كهين گفت من خوابى چنين و چنان ديدم برادر ميانين همين گفت برادر مهين گفت و اللَّه كه من نيز همين خواب ديدم پس پيش برصيصا آمدند و گفتند كه با خواهر ما چه كردى گفت نه بشما گفتم كه ديوان او را بردند ايشان با خود گفتند كه برصيصا زاهد است آنچه مىگويد البته راست خواهد بود پس برگشتند و ابيض در شب ديگر بخواب ايشان آمد و همان سخن را بايشان تقرير كرد و گفت كه برويد كه خواهر شما فلان جا در خاك است و گوشه جامه او پيداست ايشان برفتند و آنچه در خواب ديده بودند مشاهده كردند پس خاك بشكافتند و خواهر را از آنجا بيرون آوردند و ميان بازار دارى بزدند و برصيصا را از دبر بيرون آوردند تا بردار زنند ابليس ابيض را گفت هيچ كارى نكردى اگر وى را بردار كنند كفاره گناهان او شود ابيض گفت همين زمان كار وى كفايت كنم پس بر صورت اول نزد برصيصا آمد و گفت من آن عابدم كه آن دعا بتو آموختم ويحك اينچه عمل بود كه كردى و آبروى همه رهبانان بردى در اين قضيه نيز تو را چيزى تعليم كنم تا از اين بليه خلاص شوى گفت آن چيست گفت آن سجده منست تا من تو را بدعاى از چشم ايشان پوشيده گردانم و تو از ايشان بگريزى و چون گريخته باشى توبه كن برصيصا ابيض را سجده كرد ابيض گفت من از تو بيزارم پس او را بردار كشيدند و روايتى آنست كه در وقتى كه برصيصا را بر بالاى دار كردند ابيض بصورت بشر متمثل شده او را گفت من آنم كه تو را در اين ورطه انداختم اگر فرمان برى تو را خلاص گردانم گفت فرمان بردارم ابيض گفت يك بار سجده من كن گفت بر اينحالت كه هستم چگونه سجده كنم گفت اشاره كافيست پس بايما سجده كرد و كافر شد ابيض از وى بيزارى نموده او را بقتل رسانيدند و آن بىسعادت بعد از آنكه اينهمه عبادت از او صادر شده بوده بورطه شقاوت ابدى گرفتار گشت و از مجاهد مرويست كه مراد از انسان اسم جنس است نه معهود چه شيطان هميشه آدمى را بر كفر مىخواند و در وقت حاجت از او تبرا مىنمايد و بر هر تقدير فَكانَ عاقِبَتَهُما پس هست آخر كار داعى كه شيطانست و مدعو كه انسانست از منافقان و يهودان و ساير مشركان أَنَّهُما آنكه ايشان هر دو فِي النَّارِ در آتش دوزخ باشند خالِدَيْنِ فِيها در حالتى كه جاويد ماندگان باشند در آن وَ ذلِكَ و خلود در آتش دوزخ جَزاءُ الظَّالِمِينَ پاداش