تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٢ - سوره الرحمن(٥٥) آيات ١ تا ٩
علمت علم الاولين و الاخرين از اين خبر ميدهد و ببايد دانست كه چون اين سوره مقصور است بر تعداد نعم دنيويه و اخرويه حق سبحانه آن را مصدر ساخت بلفظ الرحمن و مقدم داشت آنچه اصل نعم دينيه است و اجل آن كه آن انعام او سبحانه است بقرآن و تنزيل و تعليم آن آنچه قرآن اساس دين متين و منشأ شرع مبين است و اعظم وحى الهى در رتبه و احسن آن در ابواب دين و ملت و اعز كتب سماوى در اعجاز و مصداق و معيار آن و تأخير ذكر خلق انسان نمود از تعليم قرآن تا معلوم شود كه غرض و غايت آفرينش انسان متدين شدن او است بدين حق و احاطه علم نمودن بوسيله وحى و كتب او سبحانه و اشاره به اينكه گوييا غرض و غايت كه باعث خلق او است مقدم و سابقست بر او و بعد از آن بيان تعليم بيان فرمود كه آن منطق فصيح است كه مشعر عما فى الضمير باشد تا اشعار باشد بآنكه امتياز آدمى از ديگر حيوانات به بيانست و ايما بر آنكه افهام غير به بيان بمثابه تلقى وحيست كه مثمر تعرف حق و تعلم احكام شرع است و اين جمل ثلثه را كه اخبار مترادفه رحمناند معرى ساخت از حرف عطف بجهت اتيان آنها بر نمط تعديد هم چنان كه گويى زيد اغناك بعد فقر اعزك بعد ذل كثرك بعد قلة فعل بك ما لم يفعل احد باحد فما تنكر من احسانه و نيز بجهت نمط تعديد است ترك حرف عطف در قول او سبحانه كه الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ آفتاب و ماه جارى ميشوند در بروج آسمان بِحُسْبانٍ بحسابى مقدر در بروج خود و آن مصدر است بمعنى حساب چون نقصان كه بمعنى نقص است يا جمع حسابست چون شهاب و شهبان و حذف فعل بجهت دلالت كلامست بر آن خلاصه كلام آنكه حق سبحانه مقرر و مقدر فرموده سير آفتاب و ماه را در بروج و منازل خود كه اصلا از آن مسير در نميگذرند على الدوام و الاستمرار بر آن حساب و طريق مرور مينمايند پس آفتاب قطع بروج ميكند در عرض سيصد و شصت و پنج روز و ماه در مدت بيست و هشت روز و هرگز از اينحالت تجاوز نمينمايند و تخلف نميكنند و تخصيص شمس و قمر بذكر بجهت آنست كه آنها منشأ منافع كثيرهاند چه باين هر دو شناخته ميشود فصول و اوقات و شهور و سنوات و ساير محاسبات و باينها متسق و منتظم ميگردند امور سفليات و از جمله منافع آن شب و روز است كه معظم امور است در خبر است كه وسعت آفتاب ششهزار و چهار فرسنگ است وسعت ماه چهار هزار فرسنگ و بر ظاهر آفتاب نوشته است كه لا اله الا اللَّه محمد رسول اللَّه خلق الشمس بقدرته و اجزاها بامره و در باطن آن نوشته كه لا اله الا اللَّه رضاه كلام و غضبه كلام و رحمته كلام و عذابه كلام و معنى مراد از اين آنست كه بكلام خداى راضى شويد و بيكديگر رحم كنيد و بكلام او خشم گيريد و عذاب نمائيد يعنى بايد كه رضا و رحمت و غضب