تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٣ - سوره الجمعة(٦٢) آيات ١ تا ١١
نميرسد بجهت آنكه ترك مامور نموده سوم آنكه شخصى راس المال داشته باشد و از آن طلب ربح نكند و در خوانه بنشيند و تمام بخورد و بعد از آن از خداى طلب روزى كند دعاى او را نيز مستجاب نگرداند زيرا كه ميفرمايد كه فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ و ياد كنيد خداى را بر احسان او و شكر نمائيد بر نعمت او و بر توفيق طاعت و اداى فرايض او كَثِيراً ياد كردنى بسيار يا در وقت بسيار يعنى در مجامع احوال بذكر او اشتغال نمائيد نه همين در وقت نماز لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ شايد كه شما رستگار شويد و بخير دارين فايز گرديد چه اقدام نمودن بصلاة جمعه و طلب روزى كردن از او و اكثر اوقات بذكر او مشغول شدن موجب جمعيت ظاهر و باطن و سبب نجات دنيا و آخرت است امر باكثار ذكر بعد از رخصت انتشار در وقت فراغ از نماز بجهت آنست كه تا بندگان همت خود را در جميع حالات مصروف ندارند بطلب دنيا و بسبب آن از ياد خداى غافل و ذاهل نشوند و نزد بعضى مراد بذكر فكر است و
قال صلى اللَّه عليه و آله فكر ساعة خير من عبادة سنة
و دور نيست مراد از آن ملاحظة اوامر و نواهى الهى باشد در طلب رزق يعنى قصد استرباح مكنيد مگر بر وجه حلال يا اينكه مراد ذكر او سبحانه باشد در حال عقد چه در حين عقد تكبير و شهادتين مستحبّ است يا در حال مشى در سوق كما
روى عن النبى (ص) انه قال من ذكر اللَّه فى السوق مخلصا عنه غفلة الناس و شغلهم بما فيه كتب له الف حسنة و يغفر اللَّه له يوم القيمة مغفرة لم يخطر على قلب بشر
يعنى هر كه باخلاص ذكر خدا كند در بازار در وقتى كه مردمان غافل باشند و مشغول به بيع و شرى حق تعالى هزار حسنة براى وى بنويسد و در قيامت او را بيامرزد و نوازش فرمايد بر وجهى كه در خواطر هيچكس خطور نكرده باشد و ببايد دانست كه امرء بانتشار مشعر است بر آنكه ساعى بنماز جمعه كسى است كه او را قدرت باشد بر تصرف در معيشت و تردد در طلب رزق پس آيه دالست بر عدم وجوب نماز جمعه بر هم و اعرج و مريض و اعمى و نيز بدانكه نزد اهل اصول خلافست در امرى كه وارد شده است در عقب نهى كه آن از براى وجوبست يا اباحه كه رافع حرمت است اصحاب قول ثانى باين آيه احتجاج جستهاند زيرا كه او سبحانه در اينقول رخصت فرموده آن چيزى را كه حرام كرده از معاملات و انتشار باتفاق واجب نيست و از اين قبيل است قوله تعالى فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ آوردهاند كه حضرت رسول (ص) روزى خطبه جمعه ميخواند ناگاه كاروان دحيه بن خليفه ابن فروه كلبى از شام رسيد با روغن زيت بسيار و در آن وقت در مدينه تنكى بود و غلا و قحطى اشتداد يافته كاروان چون بسلامت بمدينه رسيد طبل شادى زدندى و دست بر دست كوفتندى چون آواز طبل و دست زدن باسماع حضار مجلس رسيد بجهت بيع طعام بر يكديگر سبقت گرفتند و از مسجد بيرون دويده به