تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦ - سوره ق(٥٠) آيات ٤٠ تا ٤٥
هاى ريزيده و اى موىهاى پراكنده خداى بشما امر مىكند كه جمع شويد براى قضاى جزا و گويند مكان قريب تحت اقدام بندگان خواهد بود و نزد بعضى ديگر تحت منابت شعور يعنى اسرافيل در زير قدمهاى بندگان يا در زير مواضع روئيدن موى ايشان ندا كند و قوله يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بدل يوم ينادى است يعنى استماع اين قول كن روزى كه بشنوند مردمان او از مهيب عظيم را بيكبار بِالْحَقِ بآن چيزى كه راست و درستست يعنى بعث از براى جزا و گويند اسرافيل نافخ صور باشد و جبرئيل نادى اهل قبور و بدانكه عامل جمله ظرفيت محذوفست و تقدير اينكه (يوم يسمعون الصيحة يخرجون من القبور) يعنى روزى كه مردمان استماع صيحه كنند از قبور بيرون آيند و قرينه داله بر حذف عامل اينست كه ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ اين مقول قول محذوفست يعنى گويند شنوندگان صيحه را كه اين روز بيرون آمدنست از قبور بموقف حساب و يوم الخروج اسميست از اسماى قيامت إِنَّا نَحْنُ بدرستى كه ما نُحْيِي زنده مىكنيم مردمان را يعنى نطفه مرده را حيات مىبخشيم در دنيا وَ نُمِيتُ و ميميرانيم ايشان را در آن جهان وَ إِلَيْنَا الْمَصِيرُ و بسوى ما است بازگشت ايشان يعنى بار ديگر ايشان را براى حساب و جزا زنده سازيم يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ روزى كه بشكافد زمين و دور شود عَنْهُمْ از ايشان يعنى مردگان پس بيرون آيند از قبور سِراعاً در حالتى كه شتابندگان باشند بسوى ندا كننده خود بدون تاخير و مهلت ذلِكَ اين احياى ايشان از قبور حَشْرٌ برانگيختنى است و جمع كردنى عَلَيْنا يَسِيرٌ كه بر ما آسانست با وجود تباعد ديار و قبور و تشتت و تفرق ايشان تقديم ظرف بجهة اختصاص است يعنى آسان نيست اين امر عظيم الا بر عالم و قادر بالذات كه شغل او بامرى باز نمى دارد او را از آن مشغولى او بامر ديگر كما قال ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ پس بجهة تهديد كفار و تسلى خواطر عاطر سيد مختار مىفرمايد كه نَحْنُ أَعْلَمُ ما داناتريم بِما يَقُولُونَ بآنچه مىگويند كافران از انكار قيامت و جحود وحدانيت و نبوت و سخنان نالايق در حق حضرت رسالت وَ ما أَنْتَ و نيستى تو عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ برايشان تسلطى كه بجبر و قهر ايشان را بر ايمان آرى بلكه بر تو همين تبليغ است و ترغيب و ترهيب ايشان يا آنكه نيستى تو كه برايشان فظ غليظ باشى و از ايشان ترك تحكم نمايى فَذَكِّرْ پس پند گوى بِالْقُرْآنِ بمواعظ قرآن مَنْ يَخافُ كسى را كه بترسد وَعِيدِ از آنچه