تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٨ - سوره الطلاق(٦٥) آيات ١ تا ١٢
اگر چه ذنوب ايشان از حد و حصر بيرون باشد و اين از غايت كرمست عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ داناى نهان و آشكار است پس ميداند آنچه ظاهر ميكنيد از تصدق و آنچه پنهان ميداريد آن را از اخلاص و ريا الْعَزِيزُ غالب تمام قدرت براى انتقام كشيدن از كسى كه حقوق واجبه را باخلاص ندهد الْحَكِيمُ حكم كننده بكرامت و رفعت مر كسى را كه از روى صدق تصدق نمايد يا حكيمى كه هر چه كند بر وجه حكمت و وفق مصلحت كند از ثواب و عقاب يا محكم كننده افعال يا دانا بمتصدق و ممسك در جميع احوال
سورة الطلاق
و اين را سورة النساء القصرى نيز ميگويند و مدنيست باجماع علما و سيزده آيتست نزد بصرى و دوازده نزد غير بصرى و اختلاف در سه آيت است يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً كوفى و مكى و مدنى الاخير است وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ شامى يا أُولِي الْأَلْبابِ مدنى الاول ابى بن كعب از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه سوره طلاق را بخواند بسنت پيغمبر از دنيا بيرون رود و ابو بصير از ابو عبد اللَّه عليه السّلام روايت كند كه هر كه سوره طلاق و سوره تحريم در فريضه بخواند حق سبحانه و تعالى او را در پناه خود گيرد از خوف و ترس روز قيامت و نگاه دارد او را از آتش دوزخ و در بهشتش در آرد زيرا كه اين هر دو سوره پيغمبراند صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و بدانكه چون حق سبحانه و تعالى ختم سوره تغابن نمود بذكر نسا و اولاد و تحذير مردمان از مكايد و آراى باطله ايشان افتتاح اين سوره نيز بذكر احكام ايشان فرمود و گفت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ آوردهاند كه عبد اللَّه بن عمر زن خود را در حالت حيض طلاق داد حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه رجوع كن و وقتى كه از حيض پاك شود اگر خواهى او را طلاق ده پيش از آنكه با وى مباشرت كنى حق سبحانه در اين باب فرمود كه اى پيغمبر عاليمقدار چون طلاق دهيد يعنى تو و امت تو چون خواهيد كه طلاق دهيد زن مدخوله خود را كه صغيره و ايسه و حامله نباشند فَطَلِّقُوهُنَ پس طلاق دهيد لِعِدَّتِهِنَ در عده ايشان لام از براى توقيتست يعنى در وقت عده ايشان كه آن طهريست كه با ايشان نزديكى نكرده باشيد در آن چه اين طهريست كه از ايام عده ايشانست