تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٨ - سوره الجمعة(٦٢) آيات ١ تا ١١
و اين حقست زيرا كه در اصول مقرر شده كه هيچ مانعى نيست در اينكه شخصى گويد كه حرمت عليك البيع و لو بعت انعقد پس ايقاع فعل است نه ذات آن بخلاف نهى در عبادت يا در جزء آن يا در لازم آن كه آن موجب فساد است و بدانكه آيه اشارة است بآنكه خطاب مخصوص باحرار است و شامل عبيد نيست زيرا كه عبيد محجور و ممنوعند از تصرف در معاملات و نيز دالست بر اختصاص جمعه بمكان خاص كه واجب باشد سعى بآن پس هر جا كه مكلف اراده نمايد جمعه منعقد نشود و قول ما لا يجتمع جمعتان فى فرسخ از اين آيه تخرج ميتوان كرد و مخفى نيست در آنكه آيه مصرح است بر وجوب نماز جمعه ليكن بشرطى چند كه در كتب فقهيه مسطور است و در اينجا آنچه اهم است مذكور ميگردد محمد بن مسلم و ابو بصير از صادق (ع) روايت كردهاند كه
فرض اللَّه فى كل اسبوع خمس و ثلثين صلوة منها صلوة واحدة على كل مسلم ان يشهدها الا المريض و المملوك و المسافر و المراة و الصبى
و زراره نيز از صادق (ع) نقل نموده كه
فرض اللَّه على الناس من الجمعة الى الجمعة خمسا و ثلثين صلوات واحدة فرض اللَّه فى جماعة و هى الجمعة و وضعها عن تسعة الصغير و الكبير و المجنون و المسافر و العبد و المراة و المريض و الاعمى و من كان على راس فرسخين
و غير از اين از روايات پس نماز جمعه بر اينجماعت كه مستثنى شدهاند واجب نباشد و از جمله شروط ديگر سلطان عادلست يا نائب آن بخصوصه باجماع علماى ما و در مجتهد كه نايب بعمومه است خلاف كردهاند و اصح انعقاد جمعه است بمطلق نايب او با صفت عدالت و ابو حنيفه نيز تجويز امام جايز ميكند و شافعى قايل بوجوب هيچ امامى نيست و مستند اصحاب ما فعل پيغمبر است چه آن حضرت از براى امامت خلفا را تعيين ميفرمود چنان كه قضات را در بلاد تعيين ميكرد و روايات اهل البيت (ع) در اينباب متظافر است اما اشتراط عدالة امام بجهت آنست كه اجتماع مظنه نزاع است و مثار فتن پس واجبست كه در ميان ايشان حاكمى عادل باشد كه محتاج بمسددى نباشد كه رادع او باشد تا دفع ماده نزاع نمايد و قطع مثار فتن كند و يكى ديگر از شرط عدد است و نزد احمد و شافعى كمتر از چهل كس جايز نيست و نزد ابو حنيفه چهار كس كافىاند كه يكى از آنها امام باشد و اصحاب مالك عددى از او نقل ندارند و اما اصحاب ما بعضى تعيين هفت كس كردهاند و جماعتى تعيين پنج قول اخير اشهر و اكثر است و روايات بسيار نيز در اينعدد وارد شده و آيه مذكوره مؤيد اينست زيرا كه امر بسعى بصيغه جمع واقع شده و اقل مدلول جمع سه است و امام مسعى اليه است زيرا كه در وقت خطبه ذاكر خداست پس از جمع خارج باشد و مؤذن مناديست كه سعى مشروط بنداى او است فحينئذ مجموع پنج باشد و ديگر آنكه اجتماع چون مظنه نزاع است و اقل عددى است كه ميان ايشان نزاع