تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٤ - سوره الجمعة(٦٢) آيات ١ تا ١١
سزاوارتر است از محمد زيرا كه سبط موسى كليم اللّهايم و ابناى خدا و احباى او پس چگونه بعربى ايمان آوريم كه در ميان قوم او نبوت نبوده حق سبحانه اين آيه فرستاد كه قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا هاد از هود مشتق است بمعنى يهود شدن يعنى اى محمد بگو كه اى آن كسانى كه ملت يهوديه اختيار كردهايد إِنْ زَعَمْتُمْ اگر دعوى ميكنيد بزعم خود أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ آنكه شما دوستانيد مر خداى را مِنْ دُونِ النَّاسِ بدون مردمان ديگر از عرب و عجم كه گرويدهاند فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ پس آرزو كنيد از خدا مرگ را تا هر چند زودتر از اين زندان عناء و خاكدان بلا خلاص شده بسر منزل كرامتى رسيده كه حق سبحانه براى دوستان خود مقرر فرموده إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راستگويان در آنكه شما دوستان خدائيد يعنى اگر در اين دعوى صادقيد و آن را از سر اعتقاد مىگوييد پس تمناى موت كنيد تا از مقربان درگاه او شويد چه هر كه دوست خداى باشد مشتاق سزاى آخرت خواهد بود و مرگ را تحفه روزگار خود خواهد دانست و از آن نخواهد ترسيد چنان كه حضرت امير المؤمنين (ع) فرموده كه
لا ابالى وقع الموت على ام وقعت على الموت
باك ندارم كه مرگ بر من واقع شود يا من بمرگ ملاقات كنم و در وقتى كه ابن ملجم عليه اللعنة تيغ بر فرق مبارك آن حضرت زد فرمود كه
فزت برب الكعبة
پس حق سبحانه اخبار ميفرمايد از كذب ايشان در اين دعوى و عدم وثوق ايشان در اين مدعى بقوله وَ لا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً و در جاى ديگر فرموده كه وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً و لا و لن هر دو شريكند در نفى استقبال الا آنست كه در لن تاكيد است و تشديد و در لا نيست پس گاهى عدم تمناى موت ايشان را بلفظ تاكيد ذكر فرموده و در جاى ديگر اكتفاء بمحض نفى نموده و در اين مقام معنى كلام آنست كه يهود آرزو نكند مرگ را در هيچ وقت بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ بسبب آنچه از پيش فرستاده است دستهاى ايشان يعنى بواسطه عملهايى كه كردهاند از تحريف احكام تورية و تغيير نعت و صفت سيد انبيا (ص) و غير آن از كفر و ساير معاصى و بيقين ميدانند كه بعد از مرگ بدين اعمال قبيحه معذب خواهند شد وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خداى داناست بِالظَّالِمِينَ بستمكاران كه در گذشتهاند از طريق ايمان و متوغل شدهاند در عناد و طغيان پس ايشان را معذب و معاقب خواهد ساخت به آتش نيران و در روايت آمده كه رسول (ص) يهودان را گفت بحق آن كسى كه نفس من بيد فرمان او است كه هيچكس از شما تمناى مرگ نكند الا كه مرگ بر او واقع شود و ايشان تمناى مرگ نكردند پس اگر در صدق نبوت آن حضرت يقين نميبودند تمنا ميكردند و ليكن ميدانستند كه اگر تمنا ميكردند در ساعت مىمردند و