تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١١ - سوره الرحمن(٥٥) آيات ١ تا ٩
نميكنيم و نيز از آن حضرت مرويست كه هر كه در شب جمعه اين سوره را بخواند باين وجه كه مذكور شد حق سبحانه دو فرشته بر او موكل گرداند كه حافظ او باشد تا صبح و اگر در صبح بخواند نيز دو ملك بر او موكل سازد كه حافظ او باشند تا شب و از هشام بن عروه نقل كردهاند كه اول كسى كه قرآن بآواز بلند بر مشركان قريش خواند عبد اللَّه مسعود بود و آن چنان بود كه اصحاب رسول بمجمعى مجتمع شدند و گفتند كه قريش قرآن نشنيدهاند كيست كه از ما جرأت كند و قرآن را بجهر برايشان خواند عبد اللَّه گفت من بخوانم پس برخاست و بنزديك مقام ابراهيم (ع) بايستاد و سورة الرحمن بنياد كرد و قريش در مجالس خود نشسته چون اينكلام استماع كردند از روى تعجب بيكديگر گفتند كه اينمرد چه ميگويد پس چند كس برخاستند و او را چندان بزدند كه اثر ضرب بر او پيدا شد و او هم چنان ميخواند تا چند آيه تلاوت نمود و برگشت و اصحاب گفتند كه ما باين امر جرئت نميكرديم بواسطه اين بود و بدانكه چون حق سبحانه ختم سورة القمر نمود باسم بزرگوار خود افتتاح اين سوره نيز بآن كرده فرمود كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الرَّحْمنُ آوردهاند كه چون حضرت رسول (ص) كافران را از اسم رحمن خبر داد گفتند ما رحمن نميشناسيم اين سوره نازل شد و گفتهاند كه اهل مكه طعنه ميزدند كه حبر و يسار قرآن بمحمد مىآموزانند حق سبحانه فرمود كه خداوند بسيار بخشش كه رحمت او همه چيز را فرا رسيده عَلَّمَ الْقُرْآنَ آموخته است قرآن را به حبيب خود نه حبر و يسار مراد بتعليم خدا تمكين دادن و آسان گردانيدن تعليم قرآنست يا ايجاد علم نمودن نزد ممارست و مدارست آن و ابن عباس بر اينوجه تفسير نموده كه خداى قرآن را علامة و نشانه نبوت حضرت رسالت گردانيد خَلَقَ الْإِنْسانَ بيافريد جنس آدميان را عَلَّمَهُ الْبَيانَ بياموخت او را يعنى بنى آدم را روشن كردن ما فى الضمير بنص و كنايه يا تعليم داد ايشان را بيان حلال و حرام و تميز ميان حق و باطل و خير و شر و آنچه بايد كرد و آنچه ترك آن بايد نمود تا برايشان حجت باشد و افراد ضمير باعتبار لفظ است چه انسان من حيث اللفظ مفرد است و از ابن عباس مرويست كه مراد از انسان آدم است كه او را خلق فرمود و جميع آسمان را تعليم بوى داد و در خبر است كه آدم (ع) هفتصد هزار لغت سخن گفتى و عربيت وى از همه فاضلتر بودى و از صادق (ع) منقولست كه بيان اسم اعظمست كه حضرت آدم (ع) بسبب تعلم آن همه چيزها را بدانست و نزد بعضى ضمير راجع بحضرت خاتميت است (ص) پس معنى آنست كه خداى بخشنده بيافريد محمد را و بياموزانيد وى را بيان آنچه بود و هست و باشد چنان كه مضمون حديث