تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٦ - سوره الحشر(٥٩) آيات ١ تا ٩
گرفتند در سرايى كه مدينه است وَ الْإِيمانَ و در ايمان بخدا و رسول يعنى مدينه و ايمان را موطن و مستقر خود ساختند و متمكن شدند در اين هر دو و آنها را كه كهف و ملاذ خود گردانيدند مراد فقراى انصاراند و گويند فعل ثانى محذوفست و تقدير اينكه تبوءوا الدار و اخلصوا الايمان از قبيل علفته تبنا و ماء باردا كه در تقدير و سقيته ماء باردا است يعنى جاى گرفتند بسراى هجرت و خالص ساختند ايمان را از شوب و ريب و باعتقاد تمام تصديق نمودند و نزد بعضى ديگر در اول مضاف اليه محذوفست و اقامت لام تعريف در مقام او و در ثانى مضاف محذوف و وضع مضاف اليه در موضع آن پس تقدير اين بوده كه تبوءوا دار الهجرة و دار الايمان و اين هر دو اسم مدينهاند يعنى جاى گرفتند در سراى هجرت و سراى ايمان كه مدينه است و در بعضى تفاسير آوردهاند كه ايمان نام مدينه است و حضرت رسالت آن را ايمان نام نهاد پس بنا بر اين احتياج بحذف فعل يا مضاف نباشد و حقيقت معنى اينكه اقامت نمودند در مدينه مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از مهاجران و بنا بر وجهين اولين معنى آنست كه انصار سبقت نمودند بر مهاجران در ايمان يا آنكه قبل از هجرت ايشان ايمان آوردند و بدو سال قبل از قدوم حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مساجد ساختند و بدانكه بنا بر دو وجه اول در كلام تقديم و تاخيريست و تقدير اينست كه و الذين تبوءوا الدار من قبلهم و الايمان زيرا كه انصار قبل از مهاجران ايمان نياورده بودند و اين تقدير گاهى است كه در من قبلهم مضاف محذوف نباشد زيرا كه انصار اگر چه قبل از مهاجران ايمان نياورده بودند اما قبل از هجرت ايشان ايمان آوردند و نزد بعضى آنست كه مراد اصحاب ليله عقبهاند كه هفتاد كس بودند كه مبايعه نمودند با رسول خدا بر حرب احمر و ابيض پس بنا بر اين احتياج بتقديم و تاخير نباشد و نيز در صفت انصار ميفرمايد كه يُحِبُّونَ دوست مىدارند انصار مَنْ هاجَرَ هر كه را كه هجرت كند إِلَيْهِمْ بسوى ديار ايشان و او را جاى دهند و بديار و اموال خود او را مساعدت نمايند و بدان كه محتمل است كه و الذين تبوءوا الدار و الايمان مرفوع باشد بابتدائية و خبر آن قوله يحبون و مؤيد اينست قوله وَ لا يَجِدُونَ و نيابند فِي صُدُورِهِمْ در سينههاى خود حاجَةً آنچه احتياج داعى بآن است از حسد و حقد و غبط و طلب مِمَّا أُوتُوا از آنچه داده شدند مهاجران دون ايشان از مال غنيمت بنى النضير يعنى اصلا طلب آن چيزى نميكنند كه بمهاجران عطا كرده شود و مطمح نظر ايشان آن چيزى نيست كه بآن احتياج داشته باشند از اموال بنى النضير بلكه بآن قسمتى كه رسول كرده راضى و خوشنودند و مشتهى نفسهاى ايشان مرويست كه رسول (ص) انصار را طلبيد و اعانت و امداد و احسان و اسعاد كه نسبت