تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٨ - سوره الذاريات(٥١) آيات ٥٠ تا ٦٠
در تحصيل معايش و ارزاق مثلا عبدى كه مجهز است در تجارت بجهت كسب ربح مولاست از آن و هم چنين بنده كه مامور است بحرفت بجهة انتفاع مولاست به اجرت او پس غلامى كه محتطب است يا مستقى با غير آن از اقسام حرف و صنايع بجهة تصرفست در اسباب معيشت و ابواب رزق فحينئذ غرض مالك جميع عباد در امر بعبادت آنست كه تا ايشان هيزم آورنده بوسيله آن در نشئه آخرت فايز شوند و از حضيض چاه شقاوت خلاص شده بذروه جاه سعادت رسند نه آنكه تحصيل ارزاق خود نمايند و اطعام مالك چه او سبحانه غنى مطلق است و متفضل بر جميع بندگان و معطى ارزاق ايشان خواه بعبادت مشغول شوند يا نه و لهذا قال جل ذكره ما أُرِيدُ مِنْهُمْ نمىخواهم از آفريدگان مِنْ رِزْقٍ هيچ رزقى وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ و نمىخواهم كه طعام دهند مرا بلكه رزق و اطعام صفت منست و بس و بعضى گفتهاند كه معنى آيه آنست كه نمىخواهم كه بندگان رازق نفوس خود باشند و مطعم احدى از خود و اسناد طعام بنفس خود بجهت آنست كه همه خلايق عيال اويند سبحانه و هر كه اطعام عيال احدى كند در حكم آنست كه مطعم آن كس است پس بجهة تسجيل قول مذكور ميفرمايد كه إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى هُوَ الرَّزَّاقُ او است روزىدهنده جميع خلايق نه غير او پس در اين باب محتاج معينى نباشد ذُو الْقُوَّةِ خداوند توانايى الْمَتِينُ استوار در توانايى خود يعنى قادريست كه بليغ الاقتدار و كامل القدرتست بر وجهى كه گرد ضعف و عجز بر گرد سرادقات او نگردد و در ترجمه اسماى حسنى در معنى قوى و متين چنين آوردهاند كه قدرت قاهرهاش دليل قوت بالغه گشته و شدت قوتش حجة متانة قدرت شده نه در كار متانتش فتورى و نه در قوت روزى و بنده نوازيش قصورى جلت قدرته و عظمت قوته و چون كفار قريش با وجود اين دلايل ظاهره كه دالند بر قدرت باهره او سبحانه در عناد افزوده بوى نگرويدند از اينجهة تهديد و تخويف ايشان مىفرمايد بقوله فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا پس بدرستى كه مر آنان راست كه ستم كردند بر خود بكفر يا بر رسول بتكذيب ذَنُوباً بهره از عذاب مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ مانند بهره ياران ايشان يعنى نظراى ايشان در كفر و عناد از امم مكذبه كه قوم نوح و عاد و ثمود و غير آن بودند و مراد آنست كه بايشان خواهد رسيد آنچه بامم سالفه رسيده از عقاب و عذاب و بدانكه ذنوب در اينمقام مستعار است براى نصيب و اصل استعمال آن در سقات آبست كه تقسيم آب مىنمايند و مىگويند كه و لهم ذنوب و لنا ذنوب و لكم ذنوب چه آن بمعنى دلو عظيم مملو است و قوله فَلا يَسْتَعْجِلُونِ جواب قول كفار مكه است كه مىگفتند مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ