تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥ - سوره الذاريات(٥١) آيات ٥٠ تا ٦٠
و توانا بهمه چيزها وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها و زمين را گسترانيديم بسبب استقرار خلقان بر آن فَنِعْمَ الْماهِدُونَ پس نيك گسترانندهايم ما و ما بسط آن بجهت مصالح عباد كرديم نه بجهت جز نفع خود و دفع ضرر از خود زيرا كه ما غنى بالذاتيم و مستغنى از كل ما سوى وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ و از هر چيزى از اصناف موجودات و اجناس مخلوقات خَلَقْنا زَوْجَيْنِ آفريديم دو صنف كه هر يكى زوج ديگريست از حيثيت شكل چون مرد و زن يا بحسب تعاقب چون ليل و نهار و شمس و قمر و ربيع و خريف و صيف و شتا و يا بجهة مخالفت ذاتى چون نور و ظلمت و رطب و يابس و سهل و جبل و بر اين قياس است سما و ارض و بر و بحر و جن و انس و غير آن و يا بطريق مخالفت صفاتى چون علم و قهر و حلو و مر و سقم و صحت و غنى و فقر و ضحك و بكا و فرح و غم و موت و حيات و غير ذلك مراد آنست كه آنچه آفريده ما است بطريق زوجيت خلق كردهايم پس لازم نيامد كه كفر كه مخالف ايمانست و معصيت كه خلاف طاعت است و غير آن از صفات رذيله كه ضد صفات حسنهاند آفريده او باشد حاصل كه ما رفع سما و فرش ارض و خلق ازواج نموديم لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ باراده آنكه شايد كه شما پندپذير شويد و بدانيد كه تعدد از خواص ممكنات است و واجب بالذات قابل تعدد و انقسام نيست و بجهت آن راه بريد بخالق خود و بپرستش او مشغول شويد و چون مقصود از آفرينش اشياء مختلفه معرفة و عبادت است
فَفِرُّوا پس بگريزيد يعنى رجوع كنيد از كفر خود إِلَى اللَّهِ بتوحيد خداى يا از عذاب او بثواب او يا از معصيت او بطاعت او و از امام جعفر صادق (ع) مرويست كه مراد از اين آنست كه
حجوا الى اللَّه
حج كنيد بقصد نزديكى برحمت او سبحانه و گويند كه معنى آنست كه فرار نمائيد از جميع آنچه شما را از طاعت باز دارد و بالكليه متوجه شويد بطاعت و عبادت او سبحانه و از ابن عباس منقولست كه از وى دورى گريزيد و ابو بكر وراق گفته كه از طاعت شيطان فرار كنيد و برحمت رحمن توجه نمائيد و محققان گفتهاند كه بگريزيد بوى از ما سوى وى و در بحر الحقايق آورده كه اى كسانى كه گريختهايد از حق بسبب تعلق بما سوى در حق گريزيد بقطع تعلق از خود يا از وصف خود بوصف حق گريزيد يا از خود فرار كنيد و با حق قرار گيريد إِنِّي لَكُمْ بدرستى كه من مر شما را مِنْهُ از عذاب او سبحانه كه معد است از براى كافر و عاصى نَذِيرٌ بيمكنندهام مُبِينٌ بيان نماينده منذريت خود از جانب او سبحانه بمعجزات ظاهره يا آشكارا كننده آنچه از آن حذر كردن واجبست وَ لا تَجْعَلُوا و نگردانيد يعنى فرا مگيريد مَعَ اللَّهِ با خداى بحق إِلهاً آخَرَ معبودى ديگر إِنِّي لَكُمْ بدرستى كه من مر شما را مِنْهُ از عذاب خداى در عبادت غير او نَذِيرٌ مُبِينٌ ترسانندهام هويدا و پيدا و تكرار اين قول