تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٤ - سوره الطلاق(٦٥) آيات ١ تا ١٢
بيشتر خواهد بود و بعد از آن دلالت فرموده بر آنكه تعدى از حدود اللَّه موجب بطلان حكم طلاق است حيث قال وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ الخ و بعد از آن بكلام ترجى يعنى لعل اللَّه يحدث بعد ذلك امرا اعلام فرموده بآنكه حق رجعت منقطع نميشود بنفس طلاق پس سه طلاق در مجلس واحد كه موجب عدم رجوع است منافى آيه لعل اللَّه يحدث بعد ذلك امرا باشد و از زجاج منقولست كه اذا طلقها ثلاثا فى وقت واحد فلا معنى لقوله لعل اللَّه بعد ذلك امرا و ببايد دانست كه طلاق برد و نوعست بدعت و سنت بدعت سه طلاق است طلاق حايض و حايل با دخول و حضور زوج يا حكم حضور چنان كه دانسته شد و طلاق در طهرى كه در آن مقاربت واقع شده باشد و سه طلاق مرسله متتاليه و به هيچ كدام از اين سه طلاق واقع نميشود مگر در صورت اخيره كه در حكم يك طلاقست و طلاق سنت سه قسم است باين و رجعى و عدى باين آنست كه رجعت صحيح نباشد با آن و آن طلاق يائسه است و غير مدخول بها و صغيره و مختلفه و مبارات ما دام كه در بذل رجوع نكند و مطلقه ثلث كه بينهما دو بار رجوع شده باشد و رجعى آنست كه صحيح باشد رجعت با آن اگر چه مراجعت واقع نشود و طلاق عدى آنست كه زوج زوجه مدخول بها را طلاق گويد و در آن عده رجوع كند و مواقعه نمايد و بعد از آن طلاق دهد در طهر ديگر و چون سه بار چنين شود حرام شود و در تحليل احتياج بمحلل افتد و در طلقه تاسعه حرام مؤيد ميشود و ما عداى اينقسم در هر طلقه ثلثه حرام ميشود تا آنكه محلل در ميان در آيد و گاه است اصحاب ما تخصيص ميكنند طلاق سنت را بر طلاقى كه در او مواقعه نشده باشد فَإِذا بَلَغْنَ پس چون برسند زنان أَجَلَهُنَ بمدت خود يعنى مشرف گردند بزمان آخر عده فَأَمْسِكُوهُنَ پس نگاهداريد ايشان را يعنى رجعت كنيد بايشان بِمَعْرُوفٍ بنيكويى كه آن حسن معاشرتست و لطف مرافقت و انفاق مناسب و عدم قصد طلاق بار ديگر يا ترك اضرار ايشان بسبب تطويل عده تا مانع ازدواج ايشان شود بغير أَوْ فارِقُوهُنَ يا جدا شويد از ايشان بِمَعْرُوفٍ بنيكى يعنى آنچه فرع طلاقست از نفقه و مسكن و صداق ادا كنيد حاصل كه تا مطلقات در عدهاند اختيار امساك و مفارقت در دست شماست و بعد از عده اختيار ايشانراست در تزويج ايشان بشما يا بغير شما يا در ترك مطلق مزاوجت و جايز نيست كه مراد ببلوغ اجل نهايت زمان عده باشد زيرا كه در اينصورت زوج مالك رجعت نيست بجهة آنكه زن باين ميشود و مالك نفس خود خواهد بود وَ أَشْهِدُوا و گواه گيريد بر طلاق يا رجوع و مفارقت ذَوَيْ عَدْلٍ دو خداوند عدل يعنى دو كس