تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٨ - سوره الرحمن(٥٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
كه مناسب يكيست دون ديگرى اسناد بهر دو ميكند بر سبيل توسع كما قال اللَّه تعالى يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ و مقرر است كه رسل از انساند نه از جن و نزد بعضى ضمير راجع بآب باران و آب دريا است چه حصول دراز قطره بارانست كه در دهن صدف آيد و لهذا ابن عباس بحرين را ببحر آسمان و بحر زمين تفسير نموده و فرموده كه اين هر دو دريا بقدرت حقتعالى سالى يك بار بهم ميرسند و بينهما ابر حاجز است كه مانع نزول درياى آسمان و صعود درياى زمين است و از درياى فلك قطرات بر درياى زمين ريخته ميشود و بدهان صدف در ميايد و از آن لالى منعقد ميگردد و از ابن جريح منقولست كه روز باران صدف از دريا بيرون مىآيد و دهن باز ميكند هر قطره بارانى كه در او افتد مرواريد شود و نيز از او روايت كردهاند كه گفت از بعضى ثقات شنيدم كه استخوان خرمايى در صدف بود قطره باران بر آن آمد آن مقدار باران كه بر آن رسيده بود مرواريد شد و باقى استخوان بر حال خود بماند و گويند كه در نزد التقاى بحرين حاصل ميشود و عذب مثل لقاحست نسبت بنخل و از غواصان نيز نقل كردهاند كه لؤلؤ حاصل نميشود مگر نزد ملاقات درياى عذب و ملح بيكديگر براى خلق اينجواهر براى آنست تا مردمان از آن آرايش خود كنند و از بيع و شراى آن فوايد بينند فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما پس بكدام نعمتهاى پروردگار خود تُكَذِّبانِ تكذيب ميكنند و بدانكه اهل اشارت گفتهاند كه مراد از اين دو دريا طاعت و معصيت نفس است و بَيْنَهُما بَرْزَخٌ رحمت و غضب است و لا يَبْغِيانِ اشارت بآنكه نفس بغى نكند بر معرفت دل اين عطا گفته كه ميان خدا و بنده دو دريا است يكى درياى نجات كه آن قرآنست كه هر كه متمسك بآن شود از غرقاب هلاكت نجات يابد و يكى درياى هلاكت و آن دنيا است كه هر كه بآن تمسك جويد غرق و هلاك شود و بَيْنَهُما بَرْزَخٌ مواعظ الهيه است كه دل مؤمن بآن منور گشته از هلاكت دنيويه خلاص ميشود چنان كه از درياى مالح در و مرجان بيرون آيد اين جا از درياى عذب رحمت كه قرآن است دو علم حلال و حرام بيرون ميآيد و گفتهاند كه اين دو دريا دنيا و عقبا است و بَيْنَهُما بَرْزَخٌ قبر است تا يكى بر ديگرى بغى نكند و نزد بعضى مراد درياى عقل است و درياى هوا و برزخ لطف حضرت عزت و لؤلؤ و مرجان توفيق و عصمت و نيز بعضى محققان گفتهاند كه مراد ببحرين خوف و رجا است يا قبض و بسط يا انس و هيبت و برزخ قدرت بىعلت و لؤلؤ حالات صافيه و مرجان لطايف وافيه و صاحب كشف الاسرار گويد كه بحر خوف و رجا عامه مسلمانان راست و از آن گوهر زهد و ورع بيرون مىآيد و بحر قبض و بسط خواص مؤمنان و از آن جواهر فقد و وجد زايد و بحر انس و هيبت انبيا و صديقان را است و از آن گوهر فنا روى نمايد تا صاحبش در منزل بقا بياسايد و در تفسير اهل البيت مذكور است كه مراد از اين دريا على و فاطمه