تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٦ - سوره القمر(٥٤) آيات ٤٠ تا ٤٩
كه از شما كافر باشد و تكذيب پيغمبر كند ايمن باشد از عذاب و عقابى كه بر امم ماضيه واقع شد أَمْ يَقُولُونَ آيا ميگويند كفار عرب كه نَحْنُ جَمِيعٌ ما گروه جمع شدهايم يعنى ما جمعيم و مجتمع در قوت و شوكت و حشمت و كثرت عدد و عدد مُنْتَصِرٌ انتقام كشنده از اعدا يا ممتنع از آنكه كسى قصد ما كند و طمع غالبيت داشته باشد و ميتواند بود كه منتصر بمعنى متناصر باشد يعنى يارىدهنده يكديگر را در منع بلا از يكديگر و افراد منتصر باعتبار افراد لفظ موصوفست و مرويست كه ابو جهل لعين در روز بدر بانك بر اسب زد و از صف لشكر خود بيرون رفت و گفت ما امروز انتقام خود را از محمد و اصحاب او بكشيم آيه آمد سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ زود باشد كه هزيمت كرده شوند همه كفار مكه وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ و برگردانند پشتهاى خود را از حرب و فرار نمايند و افراد و بر بجهة اراده جنس است يا باعتبار هر يك از افراد يعنى هر يك از ايشان پشت خود را از حرب بگردانند اين آيه از دلايل نبوتست و معجزات نبويه و نزد بعضى نزول اين آيه قبل از واقعه بدر بوده چنان كه صاحب كشاف از عمر نقل كرده كه چون اين آيه آمد من ندانستم كه مراد حق سبحانه از اين آيه چيست تا اينكه روز بدر رسول را ديدم كه زره ميپوشيد و ميگفت كه سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ دانستم كه اين آيه دالست بر تشتت جمعيت و منهزم شدن مشركان و غلبيت ما برايشان بعد از آن حق سبحانه ميفرمايد كه بهمين قتل و اسر و هزيمت ايشان اكتفاء نخواهد شد بَلِ السَّاعَةُ بلكه روز قيامت مَوْعِدُهُمْ وعدهگاه عذاب اصلى ايشان است و آنچه در دنيا ديدهاند از طلايع آنست وَ السَّاعَةُ و قيامة باعتبار شدت اهوال و عذاب أَدْهى سختتر و فضيعتر است و اين مشتق از داهيه است كه عبارتست از بليه عظيمه كه در نهايت شدت باشد و در ازاله آن هيچ حيله نتوان كرد وَ أَمَرُّ و تلختر و ناخوشتر از عذاب بدريا استمرار و بلاى آن بيشتر و سختتر آنكه تبيين احوال كفار ميكند بقوله إِنَّ الْمُجْرِمِينَ بدرستى كه مشركان كه نامه اعمال خود را بجريمه شرك و عناد سياه كردهاند فِي ضَلالٍ در گمراهىاند از راه حق در دنيا وَ سُعُرٍ در آتشهاى سوزان در آخرت يا در هلاكت اخروى و عذاب نيران ابدى گرفتارند يَوْمَ يُسْحَبُونَ روزى كه كشيده شوند فِي النَّارِ در آتش دوزخ عَلى وُجُوهِهِمْ بر روى هاى خود يعنى ايشان را بر وى انداخته بكشند و بدوزخ افكنند و نزد اين حال بايشان گويند كه ذُوقُوا