تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٨ - سوره التحريم(٦٦) آيات ١ تا ١٢
آن تا معلوم كنند كه حق سبحانه قَدْ أَحاطَ بتحقيق كه فرا رسيده است بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً بهمه چيزها از روى دانش يعنى علم او محيطست بهمه اشياء و هيچ چيز از موجودات علوى و سفلى از دايره علم و قدرت وى خارج نيست و ميتواند بود كه لتعلموا تا آخر آيه علت خلق باشد يا علت تنزل امر چه هر يك از آنها دالند بر كمال قدرت و علم او سبحانه
سورة التحريم
مدنيست و دوازده آيتست باجماع ابى بن كعب از حضرت رسالت (ص) روايت كرده كه هر كه سورة التحريم قرائت كند حق سبحانه توبه نصوح او را كرامت فرمايد و بدانكه چون سورة الطلاق در احكام زنان بود از طلاق و غير آن افتتاح اين سوره نيز در احكام ايشان نموده فرموده كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و در سبب نزول اين سوره مفسران را چند قولست بعضى گفتهاند كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بعد از هر نماز صبح گرد حجرات زوجات طاهرات بر آمد و بعد از آن بامور شرايع و احكام قيام نمودى وقتى زينب بنت حجش رضى اللَّه عنها مقدارى عسل داشت و هر گاه حضرت بخانه او آمدى زينب ترتيب شربت فرمودى و يا حضار آن تهاون نمودى تا آن حضرت در خانه او توقف بيشتر فرمايد آن حال بر بعضى از زوجات آن حضرت گران آمد عايشه و حفصه با هم اتفاق نموده مقرر كردند كه آن حضرت بعد از آشاميدن عسل در خانه زينب نزد هر كدام از ما كه در آيد گوئيم كه از تو بوى مغافير ميشنويم و زوجات ديگر را گفتند شما نيز در اين سخن با ما متفق باشيد و مغفور صمغ درختيست كه عرفط خوانند و رايحه كريهه دارد و حضرت بوى خوش را بسيار دوست ميداشت و از رايحه كريحه بغايت محترز بودى تا جبرئيل كه بنزد وى آيد بوى ناخوش احساس نكند پس آن حضرت روزى شربت آشاميده بود بنزد سوده آمد سوده با خود گفت كه سخن دروغ در روى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفتن بسيار قبيحست و هيچ از آن مقوله اظهار نكرد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از آنجا بيرون آمده بخانه عايشه آمد عايشه بينى بآستين بگرفت آن حضرت فرمود كه چرا چنين كردى گفت از تو بوى مغفور ميآيد در جواب فرمود كه مغفور نخوردهام اما در خانه زينب شربت عسل آشاميدهام گفت زنبور آن عسل شكوفه عرفط چريده بود چون بخانه حفصه رفت او نيز آستين را پيش بينى نهاد و گفت اين چه بوى ناخوش است كه از تو ميآيد و آنچه عايشه گفت باز گفت حضرت چون اين خبر مكرر استماع نمود فرمود كه
حرمت العسل على نفسى فو اللَّه لا اكله ابدا
آيه نازل شد كه