تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦ - سوره ق(٥٠) آيات ١٠ تا ١٩
مىفرمايد كه أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا آيا پس نمينگرند منكران بعث و حشر إِلَى السَّماءِ بسوى آسمان كه واقع شده فَوْقَهُمْ بر بالاى سر ايشان بمحض قدرت كَيْفَ بَنَيْناها چگونه بنا كردهايم و آن را بر داشته طبقه بر بالاى طبقه وَ زَيَّنَّاها و بياراستهايم آن را بكواكب ثابته و ستارههاى سياره وَ ما لَها و نيست مر آن را مِنْ فُرُوجٍ هيچ فرجها و شكافها آفريدن چيزى بدين عظمت و رفعة باحسن ترتيب و انتظام و تلاصق طباق بدون فرجه و رخنه و خللى و عيبى دليلى واضح و برهانى ساطع است بر كمال قدرت و نهايت علم و حكمة ما پس بلا شبهه بر بعث قادر باشيم و تكذيب كفار محض عناد و فرط انكار باشد و از كسايى منقولست كه مراد از عدم فروج عدم تفاوت و اختلاف است يعنى همه آسمانها بر طرز و طبق يكديگر مخلوق شدهاند و اصلا در ايشان اختلافى و تفاوتى نيست و ذكر فوقيت بجهة آنست كه تا ايشان بآسمان نگرند و نيك مشاهده آن كنند و بعد از آن در آن تفكر نمايند و نيز بجهة الزام حجة بر ايشان ميفرمايد كه وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها و زمين را باز كشيديم و گسترانيديم بر روى آب وَ أَلْقَيْنا فِيها و افكنديم در وى رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كوههاى استوار بلند مقدار تا بسبب ثقالت آن زمين بر حال خود قرار گيرد و منقلب نشود مانند سفينه مشحون از اثقال كه بر روى آب قرار مىگيرد و رويانيديم در زمين از هر صنف نبات بَهِيجٍ كه نيكو و آراسته و بهجة افزا است يعنى بجهة كثرت حسن و زينت موجب ابتهاج و مسرت ناظر است مانند اظهار لطيفه و اشجار خضره و نباتات ناضره و اينها را آفريده و پيدا كرده تَبْصِرَةً بجهة بينايى براى نظر كردن در آن بديده اعتبار و نگريستن بر وجه استدلال وَ ذِكْرى و براى ياد كردن و پند دادن لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ مر هر بنده كه باز گردنده بخدا و تفكر نموده در بدايع صنع اوست خلاصه كلام اينست كه ما خلق اين اشيا نموديم تا بندگان بسبب نظر كردن و تفكر نمودن در آن بينا شوند و متذكر گردند بكمال علم و قدرت ما و معترف و شوند ببعث و نشور وَ نَزَّلْنا و فرو فرستاديم مِنَ السَّماءِ از جانب آسمان يا از ابر ماءً مُبارَكاً آبى با بركت و بسيار منفعت فَأَنْبَتْنا پس برويانيديم بِهِ بآن آب جَنَّاتٍ بوستانهاى مشتمل بر اشجار انبوه و اثمار با شكوه وَ حَبَّ الْحَصِيدِ و دانه هاى نباتى كه از شان آن آنست كه محصود و درو كرده شود در وقت رسيدن چون جو و گندم و برنج و ارزن و مانند آن
وَ النَّخْلَ و رسته گردانيديم بباران درختان خرما را باسِقاتٍ در حالتى كه بلنداند و كشيدهبالا يا بار بردارنده لَها كه مر آن درختان راست طَلْعٌ نَضِيدٌ غلاف خرما